9
دو شنبه 2 اردیبهشت 1398
شماره 7643
درنگ
23023630
456
پیامـک شما را درباره این صفحه می خوانیم

جادوی بی‌پایان

نمی‌توان شعر مدرن فارسی را فارغ از تحولات اجتماعی فرهنگی ایران معاصر تحلیل کرد. سال‌های دهه40 و 50 سال‌های ایران مدرن است.
ویژه
بهار دلکش رسیده و اردیبهشت به خیابان‌ها آمده است. آدم دلش غنج می‌رود که آن تصنیف ماندگار درویش‌خان را گوش کند؛ چه دلش به‌جا باشد چه نباشد.
حافظ یکی از بزرگ‌ترین شعرای ایران و جهان است که توانسته با غزل‌های شیرین و رندانه خود دل هر خواننده‌ای را به‌دست بیاورد.
شهرت جهانی امروز شاعران کلاسیکی چون حافظ، سعدی، مولانا و... مدیون و مرهون نسخه‌های خطی به‌جا مانده از آنهاست.
در داستان مرگ اسب خسروپرویز نقل شده است هنگامی که اسب سیاه‌رنگ خسرو پرویز که شبدیز نام داشت.
بسیاری از مورخان، شرق‌شناسان و جهانگردان در سده‌های گذشته ایران را سرزمینی دانسته‌اند که مردمانش به زبانی آهنگین سخن می‌گویند.
بهار که می‌رسد، هر گوشه از این مرز و بوم که دل در گرو ادبیات کهن دارد، برای زنده‌نگاه‌داشتن یاد شعرایی چون عطار، سعدی، خیام و فردوسی.
شعر شاعران کلاسیک تا کجا می‌تواند پاسخگوی نیازهای امروز ما باشد؟

شاعرانِ همیشه

انتظار برآوری خواسته‌های عاطفی در ابعاد گوناگون از ادبیات کلاسیک، انتظاری دور از منطق نیست
عاطفه، تخیل و احساس که با زبانی موزون و آهنگین بر دل آدم‌ها جا می‌ماند؛‌ شعر کلاسیک فارسی. حالا دیگر هزار و صد سال از عمر شعر کهن در ایران می‌گذرد.
شاعران ایرانی، عضوی از فرهنگ « ایران بزرگ» هستند

شاعران ایرانی، عضوی از فرهنگ « ایران بزرگ» هستند

امروزه کشورهایی مانند ترکیه، افغانستان، آذربایجان و دیگر کشورها ادعای مالکیت شعرای بزرگ ایرانی مانند مولانا، خیام یا نظامی را دارند.
نخستین گام شعر خواندن
تصحیح درست چه تأثیری بر درک شعر دارد؟
نخستین گام در خوانش آثار ادبیات کلاسیک، برگزیدن درست ترین نسخه از آنهاست. هرچند تا‌کنون، ضرورت این امر چنان که باید درک نشده است.
PDF دوشنبه 2 اردیبهشت 1398
کوتاه درنگ
شعر به‌شدت تحت‌تأثیر اتفاقات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی دوره و زمانه خودش است. شاید اگر اینگونه نباشد، دیگر به کاری نیاید؛ مشتی واژه باشد در فضایی خلأگونه و انتزاعی که نه دوای دردی است، نه حاوی کارکردی. شعر فارسی غالبا واکنشی به وقایع اجتماعی ریزودرشت از همه جنس آن بوده است.
تاریخ پر است از کسانی که حقشان را از آن نگرفته‌اند. این وسط، جست‌وجوی مقصر- البته اگر مقصری در کار باشد- بیراهه بیهوده‌ای را پهن و عریض کرده و راه به جایی نبرده است. حالا خیلی‌ها می‌دانند تاریخ آنطور که سزاوار است حق هر کس را کف دستش نمی‌گذارد و بنابراین باید کلاه را بالاتر گذاشت و از صدها رویداد و واقعه مراقبت کرد.