• دو شنبه 28 خرداد 1397
  • الإثْنَيْن 4 شوال 1439
  • 2018 Jun 18
سه شنبه 22 اسفند 1396
کد مطلب : 9631
+
-

فرهنگ برو بچه های تِرون


سرچراغی: اول شب و دشت اول، پولی که از اولین مشتری اول شب گرفته می‌شود.

  شاخ به شاخ: سرشاخ شدن، گلاویز شدن، زورآزمایی کردن.

  شعورش قد نمی‌دهد: شعورش نمی‌رسد، عقلش را ندارد، فهمش را ندارد.

  صفحه گذاشتن: غیبت کردن، عیب‌جویی و خرده‌گیری (همچنین: بالای منبر رفتن).

  ضرب شست نشان دادن: ترساندن، تهدید و تو دل کسی را خالی کردن.

  طاقچه بالا گذاشتن: فیس و افاده، فخرفروشی، خود را دست بالا گرفتن.

  عَرّ و تیز (arr – o – tiz): دور برداشتن، هارت و پورت کردن، داد و فریاد.

  غلط غولوط (qalat qulut): اشتباه و غلط‌های زیاد در نوشته‌ها، غلط پشت غلط.

  فراموشخانه / خونه: زندان مجرمان خطرناک محکوم به حبس ابد.

  قاپ کسی را دزدیدن: خام کردن، فریب دادن و جلب اعتماد کردن، وادارش کردن.

  کار چاق کن: واسطه، دلّال (همچنین کار راه‌انداز، پا انداز).

  گاب‌بندی/ گاوبندی: تبانی، بند و بست، زد و بند، قرار مدار، ساخت و پاخت.

  لاابالی: بی‌بند و بار، لاقید، بی‌مسئولیت، بی‌فکر و خیال، بی‌عار.

  ما اینیم: عوض بشو نیستیم، همینیم که هستیم.

  ناپرهیزی: ندانسته و نسنجیده و بدون مشورت دست به کاری زدن.

  واچرتیدن (vacortidan): چرتی شدن، به چرت افتادن، چرتش بردن، چرت زدن.

  هاپولی کردن: خوردن، بلند کردن، بالا کشیدن.

  یاردان‌قلی بیک (yardanqoli beyk): درشت‌هیکل، قلچماق، قلدر.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید