• چهار شنبه 30 خرداد 1397
  • الأرْبِعَاء 6 شوال 1439
  • 2018 Jun 20
سه شنبه 22 اسفند 1396
کد مطلب : 9623
+
-

جست‌و‌جو در محله‌ها به دنبال رد پای نیکلای مارکف

معمار بناهای ماندگار

معمار بناهای ماندگار

لیلا باقری

آرامستان‌ها همیشه سکوتی همراه خود دارند؛ حتی در صبح یک روز اسفند پر از رفت و آمد. سکوت آرامستان ارتدکس روس را در محله دولاب تنها صدای چند اردک خواب‌آلود و مرغ و خروس‌های هوشیار درهم می‌شکند. درختان و بوته‌های لابه‌لای قبور بی‌برگ و بر هستند اما پیداست بهار که بیاید این آرامستان را زیباتر از این می‌کنند. آرامستانی با قبوری متفاوت که همه آنها صلیبی را برای نشانه دارند. بعضی ساده‌اند و تنها سنگ قبری دارند با نوشته‌ای و بعضی کمی ارتفاع دارند و صلیبی و مجسمه‌ای. برخی هم مانند شاهزاده گرجی ساخته دست «نیکلای مارکف» هستند با مقبره‌ای کوچک. در این میان سر مزار مارکف می‌روم؛ مردی گرجستانی، درس خوانده معماری و نظامی اما با ذهنی رها و آزاد که ایران را به‌عنوان وطن دوم خود برگزید. ماند، ساخت، به سهم خودش‌آباد کرد و بعد هم همین‌جا آرمید. 
     

حسرتی که زنده می‌شود

از در بزرگ آرامستان ارتدکس که وارد شوید سمت چپ، مقبره سنگی و سپید شاهزاده گرجی را می‌بینید. با یک پنجره دوار بلند روی سقف شیروانی‌اش. همان که نیکلای مارکف ساخته. از جلو این مقبره چند قدم که به سمت کلیسای کوچک داخل آرامستان بیایید می‌توانید مزار مارکف روسی را ببینید. قبری ساده‌ با گلدان سنگی رویش. کنارش قبر دیگری با همین مشخصات هست که گفته می‌شود متعلق به همسر مارکف است و البته نشان صلیبی کوتاه‌تر کنار این قبر که برای بچه‌ای 3ساله است. «نیکلای مارکف» روی سنگ یادبود قابل خواندن است. مارکف به تنهایی روی معماری معاصر ما تأثیر بسیاری داشت و جریانی به راه انداخت که ماندگار شد؛ جریانی که باعث خلق معماری شد که هم از زیبایی معماری گذشتگان ما بهره‌داشت و هم مدرن بود و کاربردی. چیزی که امروز حسرت آن را می‌خوریم. 


ذهن خلاقی که هنر قدیم و جدید را درهم آمیخت

مارکف در تفلیس و خانواده‌ای اعیانی به دنیا آمد و در دانشگاه‌ سنت پترزبورگ معماری خواند و بعد ادبیات فارسی. به ایران علاقه‌مند بود و بعد از فارغ‌التحصیلی به‌عنوان افسر روسیه تزاری به اینجا آمد و انقلاب کبیر روسیه که رخ می‌دهد در ایران می‌ماند و اینجا می‌شود وطن دومش و برمی‌گردد به حرفه معماری. در کتاب «معماری نیکلای مارکف» راز رسیدن مارکف به فضای معماری پیشرو در اوایل قرن حاضر این‌طور عنوان شده است که مارکف در آکادمی هنر و معماری درس خوانده بود و می‌دانست چطور ذهن هنری خود را در طراحی آزاد بگذارد و از ذهن سازنده‌ خود در زمان معماری و ساخت بنا بهره‌بگیرد. مارکف آثار برجسته معماری ایران را می‌بیند و به درک زیبایی از طریق فضای هندسی می‌رسد. از سوی دیگر در اصول تناسبات عددی زیبایی‌شناسی هنر غرب را یاد گرفته بود و این دو ویژگی به اضافه ویژگی نظم و برنامه‌ریزی که از آموزش‌های نظامی آموخته بود باعث می‌شود بناهایی در ایران بسازد که نقطه عطفی در معماری دوران تحول ایران به وجود آورد. 


یادگارهای مارکف در تهران

گاهی وقتی به معماری این دوران نگاه می‌کنیم کار معماران در گذشته را تحسین می‌کنیم که بناهای زیبا و کاربردی را برای فضای زندگی و کار ساخته و همه‌شان از یک خرد جمعی بهره‌برده‌اند. چیزی که امروز در معماری ما کمتر دیده می‌شود. با بررسی آثار تأثیرگذار در آن دوران به این نتیجه می‌رسیم که این معماری حاصل خردفردی یک نفر بود؛ نیکلای مارکفی که عاشق خشت و کاشی و هشتی و... می‌شود و هنر شرق و غرب را در هم می‌تند تا به یک فضای معتدل بین معماری سنتی گذشته و معماری ساده و بدون پیرایه 
مدرن برسد. 

حالا نیکلای مارکف در این مزار ساده خوابیده اما روحش در همه‌جای شهر در گردش است. شاید او هم همپای ما نگران از بین رفتن این جریان فکری و آثارش باشد. مثلاً همین زندان قصری که یک نمونه بارز معماری ایرانی مارکف است. زندانی که با تفکر اصلاحی ساخته شد و فضاهای متعددی هم در آن در نظر گرفته شده است؛ مانند زورخانه، کارگاه، نمازخانه و... و البته آن ورودی معروفش که هشتی است و اتاق زیرین آن به «زیر هشت» معروف و در فرهنگ زبانزدهای ما هم وارد شد. هشتی با خروجی‌های متعدد به سمت سالن‌هایی با کاربردهای مختلف؛ طوری که زندانبان با یک رفت و برگشت به راحتی بتواند فضا را تحت نظر بگیرد. 

شاید هم روحش گاهی گشتی بزند اطراف مدرسه البرز؛ بنایی کشیده، متقارن، با 2 بال در هر دو سمت و ورودی ایوانی به تقلید از معماری اسلامی که درست در مرکز تقارن قرار دارد و البته 2 برج شبیه به مناره در 2سمت این ورودی. کاشیکاری، مصالح بومی و دیگر ارائه‌ها همه از معماری ایرانی گرفته شده‌اند. مانند تقارن‌ها، سکوها، کنگره‌ها، ایوان و... و البته راهرویی مرکزی با کلاس‌های مربع، مستطیلی که پاسخی است به جامعه‌ای که عطش مدرن شدن دارد و می‌خواهد از سیستم سنتی آموزش فاصله بگیرد.

 مارکف یادگارهای زیادی در تهران دارد؛ دبیرستان البرز، اداره پست و تلگراف، کارخانه قند ورامین، مدرسه جدید دارالفنون، زندان قصر، خانه پروفسور عدل، دبیرستان انوشیروان دادگر، مسجد فخرالدوله، کارخانه سیمان تهران، سفارت ایتالیا، کلیسای مریم مقدس، ساختمان سینگر، عمارت مشیرالدوله و... او در تمام این بناها زیبایی و آرامش و کاربردی بودن را توأم در نظر گرفته. معماری تلفیقی که گرچه مدرن است اما ایرانی است. 


 اتاق در معماری قدیم تهران

در معماری گذشته ما که می‌توان نمونه‌اش را در خانه وثوق‌الدوله، احمد قوام، آصف‌الدوله... دید اغلب اتاق‌ها رو به حیاط باز می‌شدند. حیاطی که باغچه و حوض دارد. چون سرنوشت ایرانی‌ها عجین است با سرسبزی و آب و دیدن طبیعت. این اتاق‌ها بسته به نوع معماری و کاربردشان نامی داشتند. مثلاً اسم اتاق‌های رو به حیاط بستگی به تعداد درهایی که داشت نامگذاری می‌شد. سه‌دری و پنج‌دری و هفت‌دری. هرچند که از این درها رفت و آمدی نمی‌شد و درواقع یک پنجره است از سقف تا کف اتاق. کف اتاق هم معمولاً بالاتر از سطح حیاط ساخته می‌شد. سه‌دری‌ها بیشتر اتاق خصوصی یا همان اتاق خواب بودند.

پنج‌دری، نشیمن و مهمانخانه که گاهی در بالای آن یک تورفتگی هم داشت به اسم شاه‌نشین و ویژه مهمان.  اما اتاق‌های دیگری هم داشته‌اند. مانند اتاق‌های کشیده و بزرگ با سقفی بلند به نام «تالار». در دو طرف این تالار هم راهروی دلباز و پهنی می‌ساختند معروف به «تختگاه». گاهی «سه‌دری»ها را دو طرف تالار می‌ساختند و روی این سه‌دری‌ها در طبقه دوم، اتاق‌های دیگری به نام «گوشواره». درواقع اگر تالار را صورت یک انسان فرض کنیم این دو اتاق روی سه‌دری‌ها مثل گوشواره‌های این صورت هستند. اتاق‌هایی هم می‌ساختند که دری رو به حیاط نداشت و بین اتاق‌های دیگر محصور بود که به این اتاق‌ها «تنبی» می‌گفتند. تنبی تالاری خنک بود و مناسب فصل تابستان. 

 

این خبر را به اشتراک بگذارید