• یکشنبه 25 آذر 1397
  • الأحَد 7 ربیع الثانی 1440
  • 2018 Dec 16
سه شنبه 22 اسفند 1396
کد مطلب : 9571
+
-

3 حادثه تلخ چهارشنبه‌سوری در 3 سال متوالی که مایه عبرت نمی‌شود

شب ترس، خون وآتش

هاشور شهر
شب ترس، خون وآتش

زینب زینال‌زاده / حمیدرضا بوجاریان

افروختن آتش و پریدن از روی آن با بیان عبارت «زردی من از تو، سرخی تو از من»، به جا آوردن مراسم قاشق زنی توسط دختران و پسران جوان در حالی‌که چادر به سر و صورت کشیده‌اند تا شناخته نشوند، فال گوش ایستادن دختران دم‌بخت پشت دیوار به امید شنیدن عبارتی درمورد گشایش بخت و اقبال و جمع شدن اعضای خانواده دور هم و تناول آجیل شور چهارشنبه‌سوری، همه و همه کارهای مرسوم چهارشنبه آخر سال بودند. آدابی که از گزند شهرنشینی و توسعه زندگی مدرن در امان نماندند و کم‌کم در دنیای ماشینی امروز به دست فراموشی سپرده شدند.

اکنون انداختن آمپول در میان شعله‌های آتش، پرتاب کردن نارنجک‌های دست‌ساز و استفاده از مواد آتش‌زا و محترقه خطرناک جای رسوم گذشته را گرفته و نتیجه‌ای جز دلهره، اضطراب، التهاب، نگرانی، وحشت، نقص عضو و از دست دادن جان، ندارد. اگر در گذشته مردم از چهارشنبه‌سوری به نیکی یاد می‌کردند، امروز از آن با عنوان روز پرالتهاب و وحشت یاد می‌کنند و این روز برای خیلی ازخانواده‌ها تداعی‌کننده خاطرات تلخ و ناگوار است. درست مانند 3 نمونه در مناطق جنوبی شهر که در این گزارش به آنها اشاره شده است. در عین حال این 3 نمونه مربوط به 3 سال متوالی است که نشان می‌دهد هشدارها بی‌تأثیر بوده است.







فوت شهادت‌گونه پلیس جوان

منطقه 9

ستوان دوم «هادی جوان دلاور» مانند همیشه لباس بر تن می‌کند و پس از بوسه زدن به دستان مادر، خداحافظی می‌کند و به محل کارش می‌رود. تماس‌های مردمی هر لحظه بیشتر می‌شود و شهروندان درخواست کمک می‌کنند. در یکی از تماس‌ها اعلام می‌شود چهارراه هاشمی به میدان جنگ تبدیل شده و تعدادی از مردم در میان دود و آتش گرفتار شده‌اند. هادی همراه با یگان ضربت کلانتری هشتم میدان انقلاب، برای کمک به محل اعزام می‌شود.

او همراه با سایر مأموران انتظامی با اقتدار مسیرهای مسدود شده را باز می‌کنند و‌‌‌ تردد در محور مورد نظر به حالت عادی باز می‌گردد. مأموران برای بازگشت به کلانتری مهیا می‌شوند که ناگهان یک نفر، نارنجک دستی به سمت هادی که سوار موتور بود پرتاب و به کلاه ایمنی‌اش اصابت می‌کند. کلاهش متلاشی و خودش هم نقش زمین می‌شود. همکارانش او را به بیمارستان منتقل می‌کنند اما او که به گفته مادرش عاشق شهادت بود، تسیلم خواست الهی می‌شود و برای همیشه چشمانش را به روی دنیای خاکی می‌بندد.

این روزها مادر هادی به شدت غمگین و ناراحت است: «شهادت هادی را پذیرفته‌ام، اما اسفند هر سال، دلتنگی‌ام بیشتر می‌شود. از چهارشنبه‌سوری خاطره خوبی ندارم و به همین دلیل هر سال، چند روز قبل از چهارشنبه‌سوری از تهران فرار می‌کنم و به سراب، زادگاه همسرم پناه می‌برم.» مادر، این روزها حال خوشی ندارد و تورق خاطرات تلخ مجالی می‌دهد تا اشک روی‌گونه‌های چروک خورده‌اش جاری شود.

مادر در حالی که بغض به شدت گلویش را می‌فشارد می‌گوید: «هر سال دعا می‌کنم چهارشنبه‌سوری به خیر و خوشی و بدون هیچ حادثه تلخ و ناگواری به پایان برسد و امیدوارم در این واپسین روزهای سال، هیچ مادری مانند من داغدار فرزندش نشود.» مادر شهید هادی جوان دلاور که این روزها فقط یک انگشتر از فرزندش به یادگار دارد با یک درخواست و خواهش صحبت‌هایش را تمام می‌کند: «در این روز می‌توان بدون برپا کردن آتش و آتش انداختن به کانون خانواده‌ها و سوگوار کردن پدر و مادر و سیاهپوش شدن خواهرها و برادرها، شادی کرد. بهتر است قشر نوجوان و جوان از این روز برای احیای سنت‌های زیبای گذشته استفاده کنند و به جای تیر و‌ترقه زدن به در و دیوار، میراث‌دار گذشتگان باشند.»




انفجار کامل یک خانه مسکونی

منطقه 16

 حوالی ظهر، انفجار مهیبی در خیابان بهمنیار، بن‌بست لاله رخ می‌دهد و خانه 2 طبقه قدیمی تخریب می‌شود. در این حادثه «احمد کهنسال» فوت می‌کند و خانواده‌اش قبل از شروع فصل بهار و آغاز سال نو، سیاه می‌پوشند و به سوگ می‌نشینند. برای کسب اطلاعات بیشتر از این حادثه تلاش می‌کنیم با یکی از اعضای خانواده کهنسال دیدار کنیم اما تداعی خاطرات آن روز شوم به حدی برایشان دردناک است که حاضر به گفت‌وگو نمی‌شوند. سراغ یکی از همسایه‌های مطلع می‌رویم و او ماجرا را چنین تعریف می‌کند: «همسایه دیوار به دیوار خانواده کهنسال هستم. در منزل نشسته بودم که ناگهان صدای انفجار را شنیدم و در یک چشم به هم زدن، بن‌بست در دود و آتش محصور شد.» گویا احمد کهنسال همراه با خانواده‌اش طبقه دوم زندگی می‌کرد و خواهرش هم در طبقه اول.

به گفته شاهدان، روز حادثه احمد مشغول درست کردن نارنجک دستی بود که فعل و انفعالات اکلیل و سرنج باعث انفجار شد. او قصد داشته نارنجک‌ها را در بازار توزیع کند که بر اثر این انفجار جانش را از دست می‌دهد. آقای همسایه می‌گوید: «روز حادثه همسر و فرزند احمد در منزل نبودند، اما خواهر و خواهر‌زاده 10 ساله‌اش طبقه اول بودند که به دلیل انفجار مجروح می‌شوند.» خانه کهنسال از آن حادثه به بعد، همچنان ویرانه مانده و به یک مکان عبرت‌آمیز برای جوانان محله تبدیل شده است. همسایه خانواده کهنسال می‌گوید: «قبل از این حادثه جوانان محله، چهارشنبه‌سوری‌ها با پرتاب نارنجک و مواد محترقه، به اصطلاح خودشان جوانی و شادی می‌کردند اما حادثه فوت احمد کهنسال درس عبرتی شد تا نوجوانان و جوانان بدانند بازی با آتش نتیجه خوبی ندارد و ممکن است منجر به مرگ و نقص عضوشان شود.» به گفته برخی از اهالی، سال گذشته چهارشنبه‌سوری امن و آرامی پشت سرگذاشته‌اند و امیدوارند امسال هم شاهد چهارشنبه‌سوری امنی باشند. 



اصابت نارنجک به نوجوان 14ساله

منطقه 17

 مادر «امیرحسین نوایی»، هنوز نبود نوجوان 14 ساله‌اش را باور نکرده و در شوک است. وقتی از او تقاضا می‌کنیم درباره آن روز تلخ برایمان صحبت کند، بغض راه گلویش را می‌بندد و مجال حرف زدن را می‌گیرد. عذرخواهی می‌کند و خواهرش «سکینه صحت» می‌پذیرد از حادثه‌ای که برای امیرحسین رخ داده برایمان بگوید. به گفته اطرافیان، امیرحسین، پسر آرامی بود و هیچ‌وقت اهل دعوا و درگیری و بازی‌های خطرناک نبود. صحت می‌گوید: «امیرحسین آبله مرغان گرفته بود و در منزل استراحت می‌کرد.

روز حادثه من منزلشان بودم و همراه با مادرش مشغول خانه‌تکانی بودیم. عصر شده بود که امیرحسین آمد و گفت حوصله‌اش سر رفته و می‌خواهد برای دقایقی بیرون برود. مادر موافقت کرد و با تأکید گفت که از جلو در دور نشود.»  امیرحسین خداحافظی می‌کند و قدم در کوچه می‌گذارد و می‌بیند دوستانش مشغول ‌ترقه‌بازی هستند. به گفته شاهدان و به نقل خاله‌اش گویا یکی از پسرهای همسایه قصد داشته‌ ترقه‌ای مقابل مغازه خاله امیرحسین بیندازد که او اعتراض می‌کند و پسرهمسایه هم عصبانی می‌شود و با ‌نارنجک دست‌سازی که به دست داشته به سینه او می‌کوبد و منجر به مرگش می‌شود: «وقتی همسایه‌ها آمدند و گفتند چه اتفاقی برای امیرحسین افتاده، شوک زده شدیم و خودمان را به بیمارستان ضیائیان رساندیم، اما دیر شده بود.» 

خاله امیرحسین با حسرت از روزهای گذشته یاد می‌کند و می‌گوید: «اگر این اتفاق نیفتاده بود امیرحسین الان کنارمان بود و مانند همسالانش مشغول خرید لباس شب‌عید بود.» بغض خاله امیرحسین شکسته می‌شود و با چشمانی اشکبار می‌گوید: «امیدوارم دیگر هیچ خانواده‌ای داغدار فرزند نشود و با سلامتی و آرامش چهارشنبه‌سوری را پشت سر بگذاریم و با لبخند و شادی به استقبال فصل زیبای بهار برویم.»




حسین رحیمی | رئیس پلیس پایتخت


 برخورد با عرضه‌کنندگان مواد محترقه

نیروی انتظامی از شهر اطلاعات کاملی در دست و به آن اشراف دارد و با افرادی که در روزهای پایانی سال با عرضه مواد محترقه امنیت تهران را خدشه‌دار می‌کنند، برخورد قانونی می‌کند. تاکنون 2 مرکز عمده تولید و توزیع مواد محترقه در پایتخت شناسایی کرده‌ایم که پلیس امنیت با متولیان این مراکز مطابق قانون برخورد می‌کنند. در ماه پایانی سال، گشت‌های خودرویی، موتوری و پیاده پلیس افزایش یافته و مأموران در اماکن پر‌‌تردد مانند مراکز خرید، بازار، پاساژها و خیابان اصلی مستقر می‌شوند. طرح رصد و کشف مواد محترقه خطرناک و قاچاق از سوی پلیس در حال اجراست و در آخرین مرحله از اجرای این طرح، ۶ میلیون عدد مواد محترقه کشف شده است. طرح‌های پلیس برای کشف مواد محترقه در انبارها، مخفیگاه‌ها و سطح شهر ادامه دارد. به گفته وی، جواز فعالیت انبارها و مراکزی که مواد محترقه نگهداری می‌کنند، برای همیشه باطل می‌شوند.
 

این خبر را به اشتراک بگذارید
در همینه زمینه :