• چهار شنبه 23 آبان 1397
  • الأرْبِعَاء 5 ربیع الاول 1440
  • 2018 Nov 14
سه شنبه 8 اسفند 1396
کد مطلب : 8067
+
-

درد بی‌درمان پارکینگ

شهرنگار
درد بی‌درمان پارکینگ

نصرالله حدادی:

 این‌روزها، جای پارک در تهران، حکم کیمیا یافته و در داخل و خارج از محدوده طرح‌های زوج و فرد و ترافیک، اگر صبح زود بجنبید، شاید در حاشیه خیابان‌های فرعی، بتوانید جایی دست‌وپا کنید اما اگر از ساعت 7صبح به بعد، دنبال جای پارک باشید، دست‌تان به جایی بند نمی‌شود. در محدوده دو طرح یاد‌شده، به رغم فراوانی تابلوهای «حمل با جرثقیل» تا دلتان بخواهد شاهد پارک خودروها هستیم و صدالبته جریمه! در این بین انگار خودروهای پلیس مجهز به دوربین ثبت تخلف نیز سرشان شلوغ است و کسب‌وکارشان گرم؛ از توقف دوبله تا «توقف مطلقا ممنوع» و... . مناطقی هم که «پارکومتر» دارند وضعشان به همین صورت است. البته گفته می‌شود که دیگر خبری از پارکبان نیست و اگر شخصی را دیدید که قبض‌به‌دست به سمت شما و خودرویتان می‌آید، بدانید که «تقلبی» است و نباید پولی بپردازید؛ ان‌شاءالله که چنین باشد.

  معضل پارک خودرو، چنان جدی شده است که باعث جر و بحث هرروزه بسیاری از تهران‌نشینان با همشهریان خود می‌شود. در تمامی سطح شهر هم دیگر شب و روز، چندان فرقی با هم ندارد و کار تا آنجا سخت شده است که امکان ندارد کوچه‌ای را در نقاط مرکزی شهر به خصوص مناطق 11 و 12 شهرداری تهران پیدا کنید که مملو از خودرو نباشد و عابران مجبور نباشند از میان خودروهای پارک‌شده، به صورت «کتابی» رد شوند! نمی‌دانم این روند تولید و شماره‌گذاری خودروها تا کجا ادامه پیدا می‌کند اما می‌دانم که تهران، دیگر ظرفیت ندارد و بعید ندانید که تا چند سال دیگر در همین جراید روزانه، اطلاعیه‌ای با این مضمون بخوانید: «یک پارکینگ با ظرفیت تمام‌شده به نام تهران ـ پایتخت ایران ـ به فروش می‌رسد»!

  55سال پیش یعنی سال1341 در چهارمین روز از دی‌ماه، این اطلاعیه در جراید درج شده بود: «توقف اتومبیل در 4خیابان معروف، ممنوع می‌شود. در خیابان‌های مرکزی شهر، بین خیابان‌ فردوسی، اسلامبول و لاله‌زار، دو محل بزرگ پارکینگ ایجاد می‌گردد. این دو محل گنجایش متجاوز از هزار دستگاه اتومبیل را خواهد داشت. به دنبال احداث دو محل جدید پارکینگ، توقف در خیابان‌های فردوسی، لاله‌زار، اسلامبول و نادری در تمام ساعات روز و شب به‌کلی ممنوع خواهد شد. یکی از این دو محل محوطه سیرک سابق تهران (حد واسط کوچه باربد تا کوچه برلن) است که دنباله آن تا خیابان لاله‌زار امتداد پیدا خواهد کرد. دیگری محوطه باغ اعلم‌الملک در خیابان برلن (کوچه برلن فعلی) است که تا اسلامبول امتداد پیدا می‌کند. پیش‌بینی می‌شود که این دو محوطه روی هم گنجایش یک هزار دستگاه اتومبیل را داشته باشد. مقامات راهنمایی پلیس تهران اظهار می‌دارند که با ایجاد پارکینگ‌های بزرگ در شهر، مشکلات عبور و مرور تا اندازه‌ای برطرف خواهد شد. خبرنگار ما می‌افزاید طرح ایجاد پارکینگ در خیابان‌های مرکزی شهر و پس از آن در خیابان‌های خیام، سپه (امام خمینی(ره))، بوذرجمهری (15خرداد) و مقابل بازار، به موقع اجرا گذاشته خواهد شد».

  این دو پارکینگ ساخته نشدند و به جای آنها ساختمان‌های بانک و پاساژ شکل گرفتند و همچنان حاشیه خیابان‌های نامبرده، بهترین جای پارک بوده و هست. کافی‌است مثلا ساعت 11صبح از چهارراه گلوبندک، وارد خیام شوید و به طرف شمال بروید؛ حتما باید نیم‌ساعت وقت بگذارید و کلی حرص بخورید تا از این مخمصه رهایی یابید و تا دلتان بخواهد، در دو سوی این خیابان ـ از میدان محمدیه تا سه‌راه تقاطع امام‌خمینی ـ خودروهای پارک‌شده زردرنگ می‌بینید که گویی مجوز دارند هر جا و هر طور که دوست دارند، بایستند؛ پارک دوبله و حتی سه‌ردیفه؛ انگار که از هفت دولت آزادند. و صدالبته یادتان باشد که اینجا یعنی چهارراه گلوبندک، قلب تهران است و داخل طرح ترافیک و دنیا به کام تاکسی‌ها!

  قصه تکراری و ملال‌آور آلودگی‌های هوا و صدا، جای پارک، تصادف و تصادم، معطلی در ازدحام و ترافیک، طی 70-60 سال گذشته همیشه مورد توجه مسئولان امور شهری بوده و هست اما صورت مسئله باقی مانده و اصل مسئله حل نشده است؛ از آن روزی که تهران کمتر از 2میلیون نفر جمعیت داشت، با حدود یکصدهزار خودروی سبک و سنگین، تا امروز که نمی‌دانم جمعیت 8ـ7میلیونی بگویم یا 14ـ13میلیونی، با 3 الی 4میلیون خودرو و چه‌بسا بیشتر. مسئولان باید باور کنند و یقین داشته باشند که تهران دیگر ظرفیت ندارد؛ نه برای ساختمان، نه برای خودرو، نه برای خیابان، نه برای بزرگراه و... و ادامه این وضع، شهری را رقم خواهد زد غیرقابل زیست، همراه با ساکنانی عصبی، بیمار، کم‌تحمل، عجول و... . تهران فقط یک راه برای حل تمامی مسائلش دارد: توسعه حمل‌ونقل عمومی تا بدان حد که هزینه‌های تردد با خودروی شخصی، صرفه اقتصادی نداشته باشد. 55سال پیش گفتند و انجام نشد؛ نمی‌دانم آیا 55سال دیگر تهرانی باقی خواهد بود که از آن بگویند و بنویسند یا نه!

این خبر را به اشتراک بگذارید