• سه شنبه 26 شهریور 1398
  • الثُّلاثَاء 17 محرم 1441
  • 2019 Sep 17
چهار شنبه 20 شهریور 1398
کد مطلب : 77908
+
-

جالینوس و ابله

قصه‌های کهن
جالینوس و ابله


جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی‌حرمتی همی‌کرد. گفت: اگر این نادان نبودی کار وی با نادانان بدین‌جا نرسیدی.
دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانایی ستیزد با سبکسار
اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمی دل بجوید
دو صاحبدل نگه دارند مویی
همیدون سرکشی و آزرم جویی
و گر بر هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد بگسلانند
یکی را زشت خویی داد دشنام
تحمل کرد و گفت ای خوب‌فرجام
بتر زانم که خواهی گفتن آنی
که دانم عیب من چون من ندانی

گلستان سعدی

این خبر را به اشتراک بگذارید
در همینه زمینه :
خرِ ابله
جالینوس و ابله