• دو شنبه 25 شهریور 1398
  • الإثْنَيْن 16 محرم 1441
  • 2019 Sep 16
سه شنبه 15 مرداد 1398
کد مطلب : 70933
+
-

در ستایش آواز کردی

عدنان کریم، هنرمند: یکی از ضروریات امروز موسیقی کُردی، احیا و جمع‎آوری ملودی‎ها و مقامات قدیمی به شکل علمی توسط انستیتوهاست

موسیقی
در ستایش آواز کردی

محمد توفیق مشیرپناهی|  سنندج- خبرنگار:


موسیقی آوازی کُردی با داشتن صداهای قدرتمند، گوش‎نواز و زیبا در کنار غنای دستگاه‎ها، ملودی‎ها و مقامات، موسیقی کُردی را به یک جریان زنده و بالنده رسانیده‎ است. وقتی مخاطب از شنیدن صدایی خسته نمی‌شود و سال‎های سال با آن صدا زندگی می‎کند، یعنی به پویایی در هنر موسیقی رسیده‎ایم و مهر مصرف زمانه نمی‎خورد. «عدنان کریم» یکی از صداهای زیبا، دلنشین و ماندگار در موسیقی آوازی کُردی است. او سال‎های زیادی در زمینه صدا، ریتم و گوشه‎های موسیقی کُردی تحقیق و در بیشتر کشورهای دنیا کنسرت اجرا کرده است. یکی از آخرین آلبوم‎هایش با گروه کامکارها بود. در حاشیه اجرای کنسرتی در سقز گفت‎وگویی با وی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.


شما با تحصیلات نقاشی دانشگاهی وارد فعالیت هنری شدید، اما چه شد که موسیقی را ادامه دادید؟

سال 1359 اولین آوازم را با یک گروه کنسرتی(کُرال) به نام «دستمال» که برگرفته از فولکلورهای کُردی بود اجرا کردم. آن زمان 16 سال بیشتر نداشتم. این اجرا را «محمد ماملی» خواننده بزرگ شنید. روی صحنه می‎لرزیدم، ولی در بیت‎های دوم و سوم کمی جرات پیدا کردم. 
از طرفی، پایه هفتم مدرسه بودم که در لابه‎لای دفترهای یادداشت جغرافیا، چهره معلم‎هایم را نقاشی می‎کردم. احساس می‎کردم در کشیدن نقاشی راحت هستم. برای ادامه تحصیل در دانشگاه چون رشته موسیقی نبود، مجبور شدم نقاشی بخوانم. انگار سرنوشت رقم زده بود که نقاشی بخوانم و نه موسیقی، اما موسیقی در درونم به‎طور طبیعی جاری بود و زمزمه‏اش می‏کردم.

حتی استادانم من را با استعداد در موسیقی می‎شناختند. سال 1361 آوازی بر اساس شعری از «ماکسیم گورکی» همراه با نمایشنامه «در اعماق» با تنظیم «آرام خاچه‎دوریان» در حضور ماموستا «دلیر ابراهیم» اجرا کردم. سکوت سنگینی بعد از تمام شدن آواز داشت، گفت: «احساس کردم خودم در همان زندان شعر آواز هستم. صدای تو حزن‎انگیز است و گویی نمی‎توانی با این صدا آواز شاد بخوانی.» همان سال همراه گروهی تئاتری که نمایش‌نامه در اعماق را اجرا می‎کردند، روی صحنه شعر نمایش را می‎خواندم.

الان که گاهی به دامن طبیعت می‎روم، هر گوشه‎‎ای را مانند یک رنگ می‎بینم، دوست دارم در همان طبیعت بنشینم و با آبرنگ نقاشی کنم، گاهی در منزل وقتی از ساز زدن با عود خسته می‌شوم می‎روم سراغ نقاشی کشیدن. وقتی به پیوند میان موسیقی و نقاشی فکر می‏کنم، یک پیوند متین و درهم آمیختگی زیبا می‌بینم که هر دو در هارمونی رنگ و نت هماهنگی دارند. 

نمایشگاهی از نقاشی‎هایتان برگزار کرده‎اید؟

بله، 2 سال پیش همراه با هنرمند «آکو غریب» نمایشگاهی برپا کردیم که در آن 90 تابلو که همه از طبیعت کردستان بود از من به نمایش درآمد. امسال هم برای بار دوم 30 تابلو از کارهایم به همراه هنرمند «ریبوار سعید» در نمایشگاهی به نمایش درآمد و عموم آثارم در این نمایشگاه نیز طبیعت است.

در مورد اجراهای موسیقی ارکستری و آخرین اجرایتان در سقز توضیح دهید.

من در اجرای سقز «کوچ کُردها» و آوازی از «سید علی‌اصغر کردستانی» را خواندم. من صدای استادان «محمد ماملی» و «سید علی‌اصغر کردستانی» را بسیار دوست دارم، تا جایی‎که در هر محفل و کنسرتی از آوازهای این دو بزرگ موسیقی اجرا دارم. در اجرایی که در شهر مهاباد داشتم و تا حدودی یکی از آوازهای محمد ماملی خواننده مورد احترام و محبوب مهاباد را خواندم با استقبال کم‎نظیر مردم روبه‌رو شدم. موسیقی من تلفیقی از مدرن کردن آواز استادان بزرگ موسیقی کُردی است و این یک تجربه و پیشنهاد راهی در موسیقی کُردی برای آزمون و رشد و بالندگی و نه سبک‎سازی است. تعداد اجراهای ارکستری‌ام را درست به خاطر ندارم، اما زیاد بوده است. هر اجرا برای من یک اثر تمام شده با همان عرق‎ریزی روح درونی هنرمند است. 

می‌شود گفت که کدام هنرمند آواز کُردی بر شما تاثیر بیشتری داشته است؟ 

چیزی که برای من مهم است، خاستگاه‎های کهن و کل دستاورد موسیقی گذشته‎مان است. از سید علی اصغر کردستانی گرفته تا حسن زیرک، محمد ماملی، طاهر توفیق، محمد صالح دیلان، علی مردان، محمد عارف جزراوی و موسیقی اورامان. اگر بخواهیم موسیقی کُردی را تقسیم کنیم، موسیقی اورامان، کُردهای شمال، شرق، لرستان، کلهر، سنندج و.... ‎است. من به همه این موسیقی‎ها و صداها گوش می‎دهم. گاه با مقام‎خوانی علی مردان عمق حزن و گریه‌ا‏م را به همراه دارم، من هرگز نمی‎توانم گوشه‌ای از مقام‎خوانی علی مردان را اجرا کنم، زیرا کاری بزرگ روی مقام کُردی به‎ویژه «خورشیدی» و «الله‎ویسی» انجام داده است. گاه موسیقی تمام ریتمیک و «چه‎پله» اورامان بر من تاثیر می‎گذارد و از اورامان به طرف سنندج و صلوات‌آباد صدای سیدعلی اصغر کردستانی و چریکه‎هایش نهایت ستایش من را به آوازش برمی‏انگیزد. 

وضعیت امروز موسیقی کُردی را چگونه ارزیابی می‎کنید؟

به باور من موسیقیدانان و کارشناسان موسیقی ما باید تلاش کنند خاستگاه‎های بکر و اصیل موسیقی کُردی حفظ شود و آنچه تولید امروز موسیقایی کُردی توسط گروه‎های مختلف- که تعدادشان هم کم نیستند- اجرا می‌شود، با علم و آگهی و متدهای روز موسیقی دنیا، اما با حفظ آن اصالت زیبا و غنی موسیقی کُردی باشد. رشد و زنده بودن و بالندگی در موسیقی هر ملتی از جمله کُردی نمایان است، اما گاهی آثاری تولید می‎شود که انحراف از مسیر اصیل موسیقی و نوعی دهن‎کجی به مقامات و ملودی‎هایی است که برای آنها زحمت کشیده شده است. احیا و جمع‎آوری ملودی‎ها و مقامات کُردی نیز از کارها و تلاش‏های ضروری‎ است که باید توسط انستیتوها صورت پذیرد. 

در آوازهایتان اشعار چه شاعرانی را خوانده‎اید؟

شاعران بلندمرتبه‎ای مانند نالی، کوردی، سالم، محوی و... اما بیشتر اشعار وفایی را خوانده‎ام، زیرا در اشعار وفایی ریتم موسیقی می‎بینم و خیلی راحت برای آواز تنظیم می‎شود. مانند شعر آواز «مانند نی جگرم شرحه است».

تعدادی از آثارتان را که در قالب آلبوم منتشر شده‌اند نام ببرید.

به یادتان هستم (اولین آلبومم)، راز، شب یلدا، رفتی عاقبت به ‎خیر، وزیدن باد، آبشاری از عشق، امشب، وفایی، بانو، حلبچه و چند کار دیگر که در قالب آلبوم ضبط و منتشر شده است.

این خبر را به اشتراک بگذارید