• دو شنبه 24 تیر 1398
  • الإثْنَيْن 12 ذی القعده 1440
  • 2019 Jul 15
سه شنبه 13 آذر 1397
کد مطلب : 39740
+
-

خود را بشناس

قصه‌های کهن
خود را بشناس


می‌گویند پادشاهی پسر خود را به جماعتی اهل هنر سپرده بود تا او را از علوم نجوم و رمل و غیره آموخته بودند و استاد تمام گشته، با کمال کودنی و بلادَت. روزی پادشاه انگشتری در مشت گرفت، فرزند خود را امتحان کرد که «بیا بگو در مشت چه دارم؟»

گفت: «آنچه داری گِرد است و زرد است و مجّوف [میان تهی] است؟»

گفت: «چون نشان‌ها راست دادی پس حکم کن که آن، چه چیز باشد؟»

گفت: «می‌باید که غربیل باشد.»

گفت: «آخر این چندین نشان‌های دقیق را که عقول در آن حیران شوند دادی، از قوت تحصیل و دانش این‌قدر بر تو چه فوت شد که در مشت غربیل نگنجد؟»
 

فیه‌مافیه- مولوی

این خبر را به اشتراک بگذارید