• سه شنبه 24 مهر 1397
  • الثُّلاثَاء 5 صفر 1440
  • 2018 Oct 16
پنج شنبه 19 مهر 1397
کد مطلب : 33749
+
-

ویترینی دیگر برای شعر و ترانه

عبدالجبار کاکایی /شاعر



شبکه‌های اجتماعی در حوزه شعر تأثیر فراوانی داشته و موجب تغییرات وسیعی شده‌اند. پیش از رواج این شبکه‌ها، مجلات ادبی و صفحه شعر روزنامه‌ها ویترین ادبیات را می‌چیدند و از نظام شناخته‌شده‌ای پیروی می‌کردند. آثار ارسالی به نشریات توسط کسانی که مسئولیت انتخاب آثار را داشتند، خوانده می‌شد و براساس محاسبات و معیارهایی که برای انتخاب تعیین شده بود، سنجیده و انتخاب می‌شدند. با این حساب چاپ شعری از یک شاعر گمنام درواقع معرفی او به جامعه ادبی نیز بود. با چند بار انتشار شعر در مطبوعات و پخته‌تر‌شدن شاعر،  وقتی زمان چاپ کتاب می‌رسید، درواقع شعر شاعر با جلوه روشن‌تری از معرفی و تبلیغ روبه‌رو می‌شد. اما با ایجاد شبکه‌های اجتماعی این وضع دگرگون شد. هر کسی با هر شعری می‌توانست به دنیای مخاطبان ورود پیدا کند. چه بسیار شاعرانی که شعرشان راهی به مطبوعات نمی‌یافت و در جامعه ادبی خریداری نداشت اما از رهگذر سایت‌های اینترنتی، خود صفحه‌گردان شعر شدند.
این اتفاق دقیقا در عرصه ترانه و ترانه‌سرایی و تولید آهنگ نیز در حال تکرار است؛ حتی می‌توان گفت بیشتر و پررنگ‌تر. با تصمیم‌سازی‌های ناگهانی، چهره‌های جدی که مخاطبان خود را در زمینه موسیقی داشتند، جای خود را به خوانندگانی می‌دهند که با پخش تک‌تراک‌ها خود را یک‌شبه وارد این عرصه کرده‌اند. اینکه هرکسی بتواند اثری را به این شکل برای اخذ مجوز ارسال کند طوفانی از تک‌تراک‌ها را به‌راه انداخته است. این وضعیت 2‌بازخورد کاملا متفاوت دارد؛ عده‌ای به‌شدت راضی و عده‌ای به‌شدت ناراضی‌اند. از سوی دیگر وضعیت برزخی برای کسانی که این آثار را ارزیابی می‌کنند، به‌وجود آمده است. درواقع کسانی که ارزشگذاری این آثار را به‌عهده دارند، بین وجدان اخلاقی و وجدان هنری معلق مانده‌اند. از یک‌سو شاهدند که از این نوع آثار استقبال خوبی می‌شود که یکی از دلایل این استقبال این است که ضعف کلام اینگونه ترانه‌ها هیچ تفکری را برنمی‌انگیزد و ازاین‌رو مزاحم بی‌خیالی خوشایند بخشی از مخاطبان نیست. اما از دیگر‌سو با اثری مواجهند که نه ترانه مستحکمی دارد و نه موسیقی منسجم و تنها با تکرار ریتم‌ها حالت خلسه‌آوری ایجاد می‌کند. ازاین‌رو قضاوت این آثار دشوار و سخت است. ظاهرا چاره کار چیزی نیست جز مراجعه به سلیقه عمومی؛ اینکه عنان اختیار در این زمینه در دست مردم باشد و انتخاب آنها بهترین و عالی‌ترین قضاوت در این‌باره تلقی شود. اگر جز این باشد و نهادهای ناظر از انتقال قدرت انتخاب به مخاطبان و درواقع مردم سر باز بزنند، همانی رخ خواهد داد که در شعر رخ داده است.

این خبر را به اشتراک بگذارید