• چهار شنبه 30 آبان 1397
  • الأرْبِعَاء 12 ربیع الاول 1440
  • 2018 Nov 21
پنج شنبه 19 مهر 1397
کد مطلب : 33709
+
-

پاسخ بسیج اساتید به نامه 290 استاد دانشگاه

دچار بن‌بست نشده‌ایم

بسیج اساتید در نامه خود 290اندیشمند و محقق را دعوت به گفت‌وگو و مناظره درباره مسائل کشور در قالب جلسات آزاد کرد

بسیج اساتید با انتشار بیانیه‌ای مفصل، نامه اخیر 290محقق، اندیشمند و استاد دانشگاه را به نقد کشیده و اعلام کرده است: «با باطل دانستن ادعاهای 290نفر از همکاران خود و برخی نویسندگان حزبی مندرج در نامه، آنها را به گفت‌وگو حول مدعیات و براهین خود در قالب جلسات آزاد و هم‌اندیشی دعوت می‌کنیم.»
در نامه بسیج اساتید که به امضای 750استاد دانشگاه رسیده، آمده است: در بیانیه‌ای که طی روزهای اخیر از سوی برخی از افراد دانشگاهی و سیاسی وابسته به گروه‌های اصلاح‌طلب و همسوی دولت منتشر شده است، ادعاهای گرانبار و وارونه‌ای نسبت به انقلاب و نظام اسلامی مطرح گردیده که نمی‌توان از آن، به‌ سادگی عبور کرد و یا آن را نادیده انگاشت.
پیش از این گروهی از اندیشمندان، صاحب‌نظران و دانشگاهیان مطرح کشور در بیانیه‌ای با ابراز نگرانی از خطاها و ناکارآمدی‌های مزمن نظام حکمرانی در کشور از حاکمیت خواسته بودند وظایف خودشان را در این شرایط حساس به‌درستی و با راستی انجام دهند. این بیانیه به امضای 290چهره مطرح دانشگاهی رسیده بود؛ چهره‌هایی همچون محمد ستاری‌فر، علیرضا علوی‌تبار، علی تاجرنیا، محسن رنانی، نجفقلی حبیبی، جواد اطاعت، هادی خانیکی، سیدحسین سراج‌زاده، غلامرضا ظریفیان، محمدتقی فاضل‌میبدی، سعید حجاریان، مصطفی محقق‌داماد، حجت‌الاسلام مسعود ادیب، محمدحسین شریف‌زادگان، محمدمهدی فرقانی، محمد زاهدی‌اصل، غلامحسین حسن‌تاش، الهه کولایی، مسعود غفاری، نیره توکلی، عبدالله ناصری‌طاهری، محمد نعیمی‌پورو محمدزالی. نویسندگان در این نامه تأکید کرده بودند با کیفیت نازل همبستگی دولت-ملت و نزول سطح اعتماد ملی روبه‌رو شده‌ایم. 
در این نامه نبود شفافیت، فساد و ناکارآمدی، گسست اجتماعی، افول در سرمایه اجتماعی و امید، بحران آب و محیط‌زیست، نابسامانی تولید و بحران معیشت خانوار و بحران در سیاست خارجی به‌عنوان مسائل پیش روی کشور شمرده شده و در عین حال 12راهکار برای حل این مسائل مطرح شده بود.

انتخابات آزاد داریم

در مقابل بسیج اساتید در بیانیه‌ای که به امضای 750 استاد دانشگاه رسیده است با حمله به نامه 290اندیشمند اعلام کرده است: «قابل پیش‌بینی بود، به‌دنبال چالش‌‌های ساختگی و ناشی از سطحی‌اندیشی و بی‌‌عملی کارگزاران اصلاح ‌طلب و تکنوکرات در حوزه اقتصاد، موج‌‌ها و تحرکاتی از نوع نامه‌‌نگاری‌ها و بیانیه‌‌پراکنی‌ها به راه افتاده و خواهد افتاد تا توصیه‌ها و تجویزهایی چنین کم‌‌مایه و غیرعلمی (و بعضاً دون شان علم و عالمان)، در چارچوب شرایط پیش‌ ساخته شده و تصنعی، معنادار و موجه شوند.»
در نامه 290اندیشمند به اصلاح نظام حکمرانی کشور، برپایی مالیه عمومی جامع و فراگیر کشور، داشتن حق انتخابات آزاد، توجه به سرمایه و فرصت‌های گرانبهای ایرانیان خارج از کشور، رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی و عمل همه‌جانبه و همگانی برای معضل کم‌آبی و بی‌آبی به‌عنوان راهکارهایی برای مسائل پیش روی کشور تأکید شده بود که بسیج اساتید این راهکارها را به «کلیات و بیان عبارات کلی و عمومی» تعبیر کرده و نوشته‌اند: آن 290نفر از ارائه راه‌حل علمی، کارشناسی، عینی، دقیق و سیاست‌پژوهانه و سیاستگذارانه ناتوان بوده‌اند.
 بسیج اساتید نوشته است: ادعای نبود انتخابات آزاد در حالی است که هم‌اکنون دولت و مجلس با نظام انتخاباتی مترقی در اختیار کامل و نسبی جریان اپوزیسیون‌نمای نامه است؛ رسانه‌ها و آحاد مردم به‌راحتی و در هر مکانی از بالاترین مقامات و نهادهای کشور انتقاد می‌کنند، شاهد رشد خیره‌کننده زنان تحصیلکرده و اعضای هیأت علمی، زنان ورزشکار و وکیل و نویسنده نسبت به قبل از انقلاب هستیم و با منتقدان به‌خاطر «اعتقادات‌شان» برخورد نمی‌شود. 
بسیج اساتید در بخش دیگری از نامه خودشان که نسخه‌ای از متن آن در اختیار روزنامه همشهری قرار گرفته به نقد بخش دیگری از نامه 290نماینده پرداخته و آورده‌اند: به‌رغم ادعاهای نویسندگان نامه، کشور و نظام دچار بن‌بست نیست، ما دچار «بن‌بست» نشده‌ایم و نباید «بحران کارآمدی دولتی» را به حاکمیت سیاسی نسبت داد؛ چون هیچ بن‌بستی در ظرفیت هویت ملی ایرانی وجود ندارد و نظام، همچنان از عهده حل مسئله‌ها و مشکلات برمی‌آید. باید میان اصل ناکارآمدی دولتی و کلیت حاکمیت از یک‌سو، و وجود اختلال کارکردی در برخی نهادها و زیرمجموعه‌های آن، تفاوت قائل شد. این تفکیک و تمایز، نکته دقیقی‌ است که نباید از آن غفلت کرد؛ هرچند که صدور فرمان آتش ‌به ‌اختیار ازسوی رهبری نظام خطاب به نیروهای مؤمن اگرچه از آن روی بود که بخش‌هایی از اداره کشور دچار اختلال است اما حرکت عمومی و کلی انقلاب و نظام، پیشروانه و تکاملی است.

دچار گسست نشده‌ایم

ازسویی غالب پایش‌ها و افکارسنجی‌های معتبر و دقیق نهادهای مرتبط کشور نشان می‌دهد، دچار «گسست میان مردم و نظام» نشده‌ایم و مردم از انقلاب، ناامید نشده و به این نتیجه نرسیده‌اند که باید انقلاب و نظام را برانداخت؛ چنان‌که حتی اگر بخش‌هایی از مردم، تجمع کنند و شعارهای تند سَر دهند یا از خود خشونت نشان دهند نیز نباید تصور کرد که خروش و خشم‌شان، ناظر به اصل انقلاب و نظام برآمده از اسلام، قرآن و اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام است؛ چون اعتراض نسبت به «ساخت دیوان‌سالاری» یا اعتراض به روابط رانت‌جویانه و بوروکراسی شبه‌مدرن حاکم بر ایرانیان، هرگز به معنی نفی «اصل انقلاب و نظام مردمگرای منبعث از آن» نیست. 
آنها نوشته‌اند: با وجود افول اعتبار اجتماعی برخی کارگزاران تکنوکرات کشور به‌خصوص مدیران برخاسته از تفکر شبه‌مدرن نزد افکار عمومی و بدبینی بخشی از مردم به اینکه بعضی مسئولان ارشد توانایی مدیریت کشور برای برون‌رفت از وضع خطیر اخیر را ندارند اما پیمایش‌های معتبر ملی نشان می‌دهد که درجه اعتماد عمومی به حاکمیت و نماد آن با فاصله بسیار معناداری نسبت به سایر کارگزاران، همچنان بالای 80درصد است. 
بسیج اساتید در نقد آن بخش از نامه 290استاد دانشگاه که بر بحران یکپارچگی در کشور تأکید کرده بودند، نوشته‌اند: در این بیانیه (بیانیه 290اندیشمند و استاد دانشگاه) بر وجود بحران یکپارچگی درون نظام سیاسی تأکید و تصریح شده کسانی که در حاکمیت حضور دارند هدف‌های متعارض را دنبال می‌کنند. این سخن بدان معناست که حاکمیت دوگانه شکل گرفته و نظام اسلامی، دچار تشتت و دوپارگی شده است. 
چنانچه تفسیر یادشده، صواب و روا باشد، آیا پاره‌ای از نظام سیاسی باید خویش را با دیگری هماهنگ و همگون سازد تا یکپارچگی و همگرایی، بازسازی شود و بر ذهنیت تمام نیروهای مدیریتی مستقر درون قدرت، غلبه یابد؟! این پرسش در قانون اساسی، بی‌پاسخ نمانده است؛ قانون اساسی در آنجا که تعیین سیاست‌های کلی نظام را برعهده رهبر انقلاب نهاده، روی حاکمیت دوگانه و چندگانه، خط بطان کشیده و کلیت نظام را در مدار و مسیر واحدی قرار داده است.
در نامه بسیج اساتید بر برخی پیشرفت‌های کشور در 40سال انقلاب اشاره شده و آمده است: نمی‌توان با صناعت جدل و ادعاهای ظاهراً علمی و دانشگاهی، ضمن نادیده انگاشتن قرائت تاریخ خسارت‌بار شبه‌روشنفکری ایران، افق‌های نوین برآمده از انقلاب اسلامی را از نظر دور داشت و سرمایه اجتماعی گرانقدر آن را منکر شد.

این خبر را به اشتراک بگذارید