• سه شنبه 27 شهریور 1397
  • الثُّلاثَاء 7 محرم 1440
  • 2018 Sep 18
پنج شنبه 22 شهریور 1397
کد مطلب : 30446
+
-

همیشه پای ارز در میان است

همشهری بررسی می‌کند: دلارهای گم‌شده در غبار قاچاق چه تأثیری بر اشتباه محاسباتی دولت دارد

حسن روحانی می‌گوید: اگر تولید ناخالص داخلی را برمبنای قدرت خرید یا ارزش بازار محاسبه کنیم، نقش ارز در اقتصاد ایران 5تا 10درصد است اما گاه وابستگی‌ها با رقم‌های غیرکارشناسی بیان می‌شود. مگر ارز خارجی در اقتصاد ایران چند درصد نقش دارد؟ این پرسش، بن‌مایه بحثی است که دیروز رئیس‌جمهور در جلسه هیأت دولت مطرح کرد و کوشید با استناد به آمارهایی که مشاوران و کارشناسان در اختیار او گذاشته بودند، آن را بپروراند. حسن روحانی‌ در جلسه هیأت دولت گفت: اگر تولید ناخالص داخلی(GDP) را برمبنای قدرت خرید یا ارزش بازار محاسبه کنیم، واردات کالا و خدمات که متکی به ارز است، درصد بسیار کمی را شامل می‌شود که براساس برخی محاسبات به ۵ درصد می‌رسد و حتی براساس محاسباتی که ارزش و قدرت خرید را در آن درنظر نمی‌گیرند نیز از ۱۰ درصد فراتر نمی‌رود.
رئیس دولت دوازدهم با تأکید بر اینکه نباید اقتصاد ایران را براساس رقم‌های غیرکارشناسی و به‌دوراز عدل و انصاف تفسیر کرد، افزود: بر فرض اینکه واردات کالا و خدمات ۱۰درصد در اقتصاد ایران نقش دارد، باید ببینیم که از این میزان، چه مقدار با ارز دولتی، چه مقدار با ارز نیما و چه میزان از طریق بازار سوم تأمین می‌شود که حجم آن در برابر ارزش تولیدات داخلی ۱.۳ درصد است. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، حسن روحانی با گلایه از اینکه متخصصان، نخبه‌ها و روزنامه‌نگاران و سرمقاله‌نویسان ما چرا این واقعیت‌ها را به مردم نمی‌گویند، پای خدمات و کالاهایی مانند خدمات آموزش، بهداشت و درمان، آب و برق، گاز، بنزین، گازوئیل و انرژی را که برمبنای دلار کوچه‌پسکوچه‌های فلان خیابان محاسبه نمی‌شود، نیز پیش کشید.

چرا ارز با همه‌چیز کار دارد؟

نقد و بررسی سؤال رئیس‌جمهور درباره نقش ارز در اقتصاد ایران، می‌تواند یک بحث کارشناسی سنگین باشد و این نکته را اغلب اقتصاددانان نیز در پاسخ به خبرنگار همشهری یادآور می‌شوند. به‌نظر می‌رسد صحبت‌های روحانی چکیده بحث‌های کارشناسی دولت درباره تولید ناخالص داخلی(GDP) 430میلیارد دلاری ایران و واردات 55میلیارد دلاری آن باشد؛ وارداتی که براساس آمارهای وزارت صنعت و گمرک، فقط 20درصد آن مصرفی است و 80درصد آن به‌صورت کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای وارد کشور می‌شود که بخش عمده آن به بخش صنعت و تولید تزریق شده و زمینه‌ساز رونق تولید و توسعه صادرات می‌شود. از این منظر شاید بتوان مقدار نقش ارز را از محل واردات و بر اقتصاد 430میلیارد دلاری ایران بین 5تا 10درصد برآورد کرد. این تحلیل‌ها حتی اگر از منظر علم اقتصاد درست باشد بازهم در اقتصاد ایران جواب نداده و کار را به‌جایی رسانده که همه‌چیز با تغییر نرخ ارز قیمت‌گذاری می‌شود اما این تمام ماجرا نیست. وحید شقاقی شهری، عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی، پاشنه آشیل محاسبات دولتی در حوزه ارز را مصارفی اعلام می‌کند که تقریبا در محاسبات دولتمردان جایی ندارد اما در بازار ارز تنش‌آفرین است.

 قاچاق را در محاسبات بگنجانید

سال گذشته ایران 55میلیارد دلار واردات رسمی داشته که 10تا 15دلار آن با ارز دولتی حاصل از نفت انجام شده است. در مقابل ایران نیز 45میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشته و در کنار ارزهای نفتی به‌راحتی توانسته نیاز واردات را تأمین کند که اتفاقا بارها از سوی دولت نیز اعلام شده اما مشکل اینجاست که تراز تجاری ما به همین‌جا محدود نمی‌شود.

وحید شقاقی شهری، اقتصاددان در گفت‌وگو با همشهری، محاسبه‌نشدن ارز مورد نیاز قاچاق را تابعی می‌داند که هم باعث به‌هم‌ریختن بازار ارز و جهش قیمت می‌شود و هم محاسبات اینچنینی را به بن‌بست می‌کشاند. براساس آمارهای مختلف سالانه بین 12تا 20میلیارد دلار کالای قاچاق وارد ایران می‌شود که هرچند غیررسمی است اما از یک‌سو بخشی از نیاز بازار را پوشش می‌دهد و از سوی دیگر ارز خود را از داخل کشور تأمین می‌کند، پس در جریان محاسبات باید در تراز تجاری کشور گنجانده شود. شقاقی شهری معتقد است اگر کل مبادلات ارزی ایران در سامانه نیما انجام شود و همه طرف‌ها به بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌ها پایبند باشند، ایران هیچ مشکلی در بازار ارز نخواهد داشت و قیمت دلار به حوالی 6تا 8هزار تومان خواهد رسید اما مسئله این است که بازار ارز غیررسمی با عمق کمی که دارد، باید بیش از یک‌چهارم نیاز ارزی تجارت خارجی ایران را که در قالب قاچاق و بعضا مصارف خدماتی انجام می‌شود، تأمین کند و این سرآغاز تنش‌هاست. در این شرایط سفته‌بازی و بروز هیجان در جامعه برای خرید ارز نیز عوامل ثانویه‌ای هستند که به ناتوانی بازار غیررسمی دامن می‌زنند و درنتیجه نرخ ارز به‌صورت تصاعدی رشد می‌کند و جامعه نیز در دور تسلسل تأثیرگذاری ارز بر قیمت‌ها، به سمت گران‌کردن کالا و خدمات داخلی و خارجی سوق پیدا می‌کند درحالی‌که وابستگی ارزی اقتصاد ایران به ارز به این اندازه نیست. به اعتقاد او، برای تعیین نقش ارز در اقتصاد ایران باید ساختار آن را نیز در محاسبات مدنظر قرار داد تا محاسبات با واقعیت بخواند.

این خبر را به اشتراک بگذارید