• شنبه 30 شهریور 1398
  • السَّبْت 21 محرم 1441
  • 2019 Sep 21
چهار شنبه 14 شهریور 1397
کد مطلب : 29414
+
-

خبرنگار همشهری محله برای انجام سقط جنین به چند مطب رفت

قرار نحس؛ ساعت 3

قرار نحس؛ ساعت 3

مریم قاسمی| خبرنگار:

مناطق 12و18


متأسفانه برخی از بانوان به دلایل مختلف سراغ سقط جنین می‌روند و به دلایلی چون داشتن فرزند یا فرزندان دیگر، اعتیاد همسر و ترس از آینده، نارضایتی از همسر و خانواده، مشکلات مالی، ناآگاهی و... نمی‌خواهند بچه‌شان را نگه دارند. در این زمینه جز تهیه داروهای سقط از بازار سیاه. راه‌حل دیگری نیز وجود داردکه آن مراجعه به برخی پزشکان یا افرادی است که تجربی این کار را انجام می‌دهند. بدون‌‌ تردید در این روش‌ها، گاهی متقاضی به هدفش می‌رسد و گاهی نیز انجام این عمل مشکلات جسمی و روانی بسیاری برای او به وجود می‌آورد. خبرنگار همشهری محله در پوشش بانویی که قصد سقط دارد به مکان‌های مختلف سر می‌زند تا ببیند برای انجام این عمل غیرقانونی چقدر باید صبر و پول داشت. 
    
 در یکی از مطب‌های شهرک ولی‌عصر(عج)، منشی جوان که با درخواست من برای سقط جنین مواجه می‌شود، با لحن تند می‌گوید: «کجای‌کاری خانم، همین‌طور وارد مطب می‌شوی و جلو مریض‌ها چنین خواسته‌ای را مطرح می‌کنی! نمی‌دانی سقط جنین غیرقانونی است و اگر پزشک این کار را بکند، پروانه پزشکی‌اش باطل می‌شود؟ در این محدوده از بین 15 تا 20 پزشک شاید فقط یک نفر پیدا شود که این کار را انجام دهد. تازه هزینه آن از زایمان هم بیشتر می‌شود. از 2 میلیون و 500 هزار تا 3 میلیون تومان خرج روی دستت می‌گذارد.» منشی جوان که متوجه شده آهی در بساط ندارم، ادامه می‌دهد: «سری به دروازه غار و هرندی بزن شنیده‌ام که آنجا عده‌ای سقط جنین می‌کنند.» حرف‌های منشی جوان باعث شد با آگاهی بیشتر به محله دروازه غار بروم.


روزانه 5 نفر برای سقط اینجا می‌آیند

در محله دروازه غار با چند نفر همصحبت می‌شوم و نشانی چند مطب را از آنها می‌گیرم. ساناز که به نظر تازه از دام اعتیاد رهایی یافته می‌گوید: «ناراحت نباش درست می‌شود. من هم سال گذشته مشکل تو را داشتم و خیلی غصه خوردم، اما جایی را پیدا کردم که با 700 هزار تومان خلاصم کرد. راستش می‌ترسیدم بچه ناقص و بیمار باشد. برای همین دور از چشم خانواده این کار را انجام دادم.» از ساناز و یکی از همسایه‌ها، نشانی مطب یکی از پزشکان زنان و زایمان را می‌گیرم. وقتی آنجا می‌رسم چند نفر منتظر نشسته‌اند تا نوبتشان شود. سمت منشی می‌روم تا نوبت بگیرم. به محض اینکه مقابلش قرار می‌گیرم، می‌گوید: «اگر برای سقط آمدی، خانم دکتر این کار را انجام نمی‌دهد، اگر کار دیگری‌داری درخدمتم.» خودم را جمع و جور می‌کنم و کنار گوشش می‌گویم که غریبه نیستم و من را فلانی فرستاده.» منشی زیرچشمی نگاهی به من می‌کند و می‌گوید: «حداقل روزانه 5 نفر برای سقط اینجا می‌آیند، اما خانم دکتر همه را قبول نمی‌کند.» 50 هزار تومانی را می‌پردازم تا نوبتم شود. روی یکی از صندلی‌ها می‌نشینم تا اگر توانستم با مراجعان سر صبحت را باز کنم. لیلا پس از سال‌ها نذر و نیاز تازه به مرادش رسیده و از اینکه می‌تواند مادر شود، خیلی خوشحال است. یکی دیگر 2بچه قد و نیم‌قد دارد و برای دریافت مشاوره و به دنیا آوردن بچه سوم پیش پزشک آمده است. اما بتول هم هست. دختری کم‌سن که به اجبار خانواده ازدواج کرده و حالا که متوجه شده بچه‌ای در راه است، بدون اینکه به خانواده و همسرش بگوید می‌خواهد جنین 2 ماهه‌اش را سقط کند. خودش می‌گوید: «من17 ساله‌ام و نمی‌خواهم به این زودی‌ها مادرشوم.» و ادامه می‌دهد: «من هنوز بچه‌ام و نمی‌توانم مسئولیت نگهداری از بچه را قبول کنم.» بعد از نیم ساعت بالاخره نوبت من هم می‌رسد و داخل اتاق دکتر می‌شوم. 


یکی بود، یکی نبود... 

هوای داخل اتاق سرد است و بعد از سلام و احوالپرسی روی صندلی می‌نشینم. خانم دکتر با روپوش سفید نشسته و با دیدن من صندلی چرخدارش را می‌چرخاند و می‌پرسد: «چه‌کاری از دست من ساخته است؟» به او می‌گویم: «خانم دکترحالم خوب نیست. اول شک داشتم، اما وقتی جواب سونوگرافی آمد، فهمیدم بچه‌ای در راه دارم.» دکتر می‌پرسد: «چند وقت است؟» جواب می‌دهم: «8 هفته.» خانم دکتر سؤال می‌کند: «خب! شما از من‌چی می‌خواهید؟» سعی کردم خودم را شبیه افرادی نشان دهم که به خاطر مشکلات نمی‌خواهند جنین خود را حفظ کنند و در پاسخ سؤال پزشک به نکته‌ای اشاره کردم: «شرایط مناسبی برای بچه‌دار شدن ندارم و حالا حالا‌ها نمی‌خواستم بچه‌دار شوم.» بعد توضیحات بیشتری می‌دهم و می‌گویم: «همسرم فرد مسئولیت‌پذیری نیست و حتی یک درصد هم فکر نمی‌کنم که بتوانم این بچه را نگه دارم.» خانم دکتر به نگهداشتن فرزند اصرار دارد ولی من تصمیمم را گرفته‌ام.‌ بالاخره خانم دکتر راضی می‌شود و می‌گوید: «حالا که تصمیمت قطعی است حرفی نیست. فردا ساعت 3 به زیرزمین ساختمان (آدرس می‌دهد) بیا. اول باید چند دارو بخورید و نیم ساعت در پارک کنار ساختمان قدم بزنید تا دارو‌ها اثر کند و من کارم را انجام دهم. هزینه عمل هم 3میلیون تومان می‌شود. در ضمن باید نقدی بدهید و نمی‌توانید از کارتخوان استفاده کنید.» 


باید اطلاعات و آگاهی بانوان بالا برود

«باید قبول کرد که در جامعه ما، پزشکان متعهد و مسئول بسیارند و در هر شرایطی تابع قانون هستند، اما آن دست از پزشکانی که دست به این کار می‌زنند برای خودشان دلایلی دارند، مثل جلوگیری از مراجعه شهروندان به افراد غیر‌متخصص یا قرار گرفتن در محیط‌های غیر‌بهداشتی و خطرناک. با این وجود نمی‌توان گفت که این کار درست است. مرجع تصمیم‌گیری برای سقط جنین، فقط پزشک قانونی است و امکانات پزشکی و درمانی در این زمینه وجود دارد.» «سهیل محمودی» وکیل پایه یک دادگستری این موضوع را مطرح می‌کند و ادامه می‌دهد: «تشخیص اینکه جان مادر در خطر است یا جنین مشکلات تکاملی و زیستی داشته یا نداشته باشد را تنها پزشکان متخصص اداره پزشکی قانونی تأیید می‌کنند و کسی نمی‌تواند در این زمینه اظهارنظر کند. در دادسراها شکایت در این زمینه به وفور دیده می‌شود و پرونده افرادی که بر اثر این کار غیر‌انسانی دچار صدمات روحی و جسمی شده‌اند و مدت‌ها پیگیر دریافت حق و حقوق خود هستند، می‌تواند برای دیگران درس عبرت باشد.» محمودی عقیده دارد که باید اطلاعات و آگاهی بانوان در این زمینه بالا برود تا این‌گونه حوادث تلخ رقم نخورد. 

این خبر را به اشتراک بگذارید