• سه شنبه 29 آبان 1397
  • الثُّلاثَاء 11 ربیع الاول 1440
  • 2018 Nov 20
چهار شنبه 7 شهریور 1397
کد مطلب : 28685
+
-

تأثیر سیاست‌های مدیریت شهری بر یک گروه مردم‌نهاد؛ از افول تا احیا

«کانون جوانان»؛ نقطه سرخط

«کانون جوانان»؛ نقطه سرخط

لادن حبیبی| خبرنگار:

منطقه 14


سال 1389 در سرای محله شاهد دور هم جمع شدند و قرار گذاشتند کارهای بزرگی انجام دهند. نوجوان و کم‌سن‌وسال بودند ولی دوست داشتند دیده شوند و بزرگ‌ترها آنها را جدی بگیرند. عنوان «‌‌کانون جوانان» را برای جمع خود انتخاب کردند و برنامه‌های فرهنگی، هنری وکارآفرینی متنوعی اجرا کردند که نه تنها در میان جوانان محله شاهد، بلکه در نسل جوان منطقه 14 مخاطبان زیادی پیدا کرد. وقتی طرح «‌‌شهریاران جوان» در مدیریت شهری تهران کلید خورد، آنها جمعی قوام‌یافته بودند که از اهداف مطلوب طرح چند قدم جلوتر حرکت می‌کردند. برچیده شدن طرح شهریاران جوان از برنامه‌های مدیریت شهر شیرازه این گروه را از هم نپاشید و هنوز هم با عنوان «‌‌کانون جوانان دارالمؤمنین شهر تهران» در امور خیریه و زمینه‌های هنری، اجتماعی فعالیت می‌کنند. در این گزارش برهه‌های مختلف زیست اجتماعی این گروه مردم‌نهاد را در تعامل با مدیریت شهری و سایر نهادهای موازی شرح داده‌ایم.

همه چیز از یک تصمیم شروع شد. تصمیم «‌‌سیدمحسن میرسلیمی» برای تشکیل یک تیم جوان و پرانرژی که پابه‌پای مدیران و مسئولان شهر برای آینده خود و همسالان‌شان تلاش کنند. برای این طرح دورنمایی ترسیم شده بود که غیرواقعی و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید: «گره زدن جوانان اهل هنر و فرهنگ و ادب به عالم زمخت کسب و کار که همیشه با جماعت هنرمند سر ناسازگاری داشته است.» وقتی این موضوع را با مدیر وقت سرای محله شاهد(قیام) در میان گذاشت او پذیرفت که آنها را همراهی کند. میرسلیمی تعریف می‌کند: «حدود 8 سال پیش در سرای محله شاهد به جوانان محله فراخوان دادیم تا کسانی که به فعالیت‌های فرهنگی و هنری علاقه‌مندند به ما کمک کنند تا انجمنی با عنوان کانون جوانان تشکیل دهیم. تعداد زیادی از جوانان محله از فراخوان استقبال کردند که هریک در زمینه‌ای استعداد و توانایی داشتند. از میان داوطلبان چند گروه نمایش، سرود و تندیسگری شکل گرفت که ظرفیت و توانمندی‌های بالقوه ودیده نشده زیادی داشتند.» 


اشتغالزایی برای هنرمندان

میرسلیمی و جوانان همراهش از سراهای محله خواستند برای اجرای برنامه‌های مناسبتی از ظرفیت‌های هنری محلی استفاده کنند تا زمینه اشتغالزایی آنها فراهم شود. این هدف بعید و دور از دسترس جلوه می‌کرد، اما مسئولان سراهای محله، جوانان را تنها نگذاشتند و به بهانه‌ها و مناسبت‌های مختلف عرصه را برای هنرنمایی آنها باز کردند. میرسلیمی می‌گوید: «همکاری سراهای محله با کانون جوانان علاوه برمعرفی استعدادهای بومی منطقه سبب صرفه‌جویی درهزینه‌های سنگین به‌کارگیری گروه‌های هنری فرامنطقه‌ای شد.» 60 روز اجرای زنده گروه موسیقی «نماهنگ باران» در برج میلاد در همان روزها اتفاق افتاد. گروه نماهنگ باران از دختران عضو کانون جوانان تشکیل شده بود که شنوا بودند، اما به زبان اشاره نمایش خیابانی اجرا می‌کردند. پیش از آن هر سال در شب‌های عزاداری محرم و صفر اهالی، مدیریت شهری منطقه 14 میزبان هنرمندان سرشناس و پرآوازه شهر بودند، ولی آن سال بسیاری از جوانان محله با اجرای موفق نماهنگ و تئاتر «‌‌رقیه‌خاتون» اسم و رسمی پیدا کردند و مسئولان مراکز مختلف از آنها وعده گرفتند که هنر خود را به مخاطبان این مراکزعرضه کنند. 


تندیسگران جوان

گروه‌های تئاتر، موسیقی، سفالگری، نقاشی و طراحی لوگو که در قالب طرح جوانه‌های فرهنگ در کانون جوانان شکل گرفت پس از اجرا در ورک‌شاپ‌ها و برنامه‌های محلی فرصت‌ رشد در عرصه‌های فرامنطقه‌ای را به دست آوردند، اما برای تندیسگران کانون جوانان فرصت‌های شغلی گسترده‌تری به وجود آمد. نماد پوتین که در میدان 13 آبان نصب شد نمونه‌ای از احجام دست‌ساز تندیسگران کانون جوانان بود. بسیاری از تندیس‌هایی که به برگزیدگان مراسم و جشنواره‌های شهر اهدا می‌شد دست‌سازه و محصول هنر اعضای کانون جوانان بود. «‌‌میرسلیمی» می‌گوید: «امکانات و تجهیزات کارگاه تندیسگری کانون جوانان به دستگاه عریض و طویل کارگاه‌های مجسمه‌سازی و تندیسگری حرفه‌ای شباهت زیادی نداشت، اما در همان کارگاه تندیس‌های زیبا و خلاقانه‌ای ساخته شد که پیشنهادهای شغلی زیادی برای سازندگان خود به همراه آورد.»



فعالیت کانون سیستمی شد

 وقتی طرح «‌‌خانه شهریاران جوان» در مدیریت شهری تهران کلید خورد، کانون جوانان ظرفیتی آماده و مهیا بود که دستیابی به اهداف طرح را برای مدیران شهری منطقه تسهیل می‌کرد. میرسلیمی می‌گوید: «سیستمی‌شدن کار و قرار گرفتن در چهارچوب فعالیت‌های مدیریت شهری برنامه‌های کانون را محدود و سیستماتیک کرد ولی با استفاده از تجارب گذشته در افزایش کیفیت و کمیت اجرای برنامه‌های خانه شهریاران جوان نقش زیادی داشت. حمایت معاون اجتماعی ناحیه 3 از شهریاران به‌عنوان نماینده جوانان منطقه موجب خودباوری اعضا و شناساندن ظرفیت‌های این نسل به بزرگ‌ترها شد.» تغییر رویکردهای مدیریت شهری و جدا کردن خانه‌های شهریاران جوان 22 منطقه از بدنه رسمی شهرداری پایتخت نقطه پایان فعالیت‌های جوانانی بود که یدک‌کشیدن این عنوان تنها بهانه آنها برای انجام فعالیت‌های اجتماعی بود. 


گودی برای کارهای خیر

در این تغییر و تحولات خانه شهریاران جوان منطقه 14 هم از آسیب و گزند در امان نماند و به موازات محدودشدن برنامه‌های رسمی و غیررسمی آن جمعیت خانه از 2 هزار عضو به حدود 600 عضو رسید. «‌‌میرسلیمی» می‌گوید: «وقتی خانه‌های شهریاران تعطیل شدند کانون جوانان با سبک و سیاق گذشته احیا شد و با جمعیتی بیشتر و با عنوان جوانان دارالمؤمنین شهر تهران به فعالیت خود ادامه داد.» این بار کارآفرینی برای جوانان تنها دغدغه میرسلیمی و دوستانش نبود و در کنار پیدا کردن مسیرهای اشتغالزایی برای جوانان هنرمند و توانمند منطقه تلاش می‌کردند از ظرفیت این گروه پرانرژی برای کمک به هم‌محلی‌های آسیب‌پذیر خود استفاده کنند. اعضای جوانان دارالمؤمنین شهر تهران عید و یلدا و سیزده‌به‌در را بهانه می‌کردند و به کودکان یتیم شیرخوارگاه‌ها یا مادربزرگ‌هایی که روزهای کهنسالی را در تنهایی می‌گذراندند سر می‌زدند تا هم این افراد را از غم و غصه درآورند و هم روح خودشان را صیقل و جلا دهند. آنها از سال‌ها پیش پا در رکاب مادران شهدا هستند و برای پر کردن جای خالی فرزندان شهیدشان تلاش می‌کنند. 


خودجوش و مردمی هستیم

مسیر پر فراز و نشیبی که میرسلیمی و جوانان منطقه 14 پشت سر گذاشتند هیچ‌گاه از مشکلات و تنگناهای‌ ریز و درشت دور نبوده، اما رها شدن از چهارچوب سازمانی شهریاران جوان پیامدهایی را بر جمع‌شان تحمیل کرده که‌گذر از آنها و بازگشت به حال و هوای خودمانی کانون جوانان آسان به نظر نمی‌رسد. میرسلیمی می‌گوید: «کانون جوانان بدون چشمداشت به حمایت‌ مسئولان و با امکانات اندک اعضا شکل گرفت و سال‌ها فعالیت کرد. البته در دوره‌های مختلف مدیران شهری و سراهای محله دست ما را گرفتند و کمک‌حال‌مان بودند ولی ماهیت گروه به‌عنوان جمعیتی مردم‌نهاد حفظ شده بود. تغییر رویه و ادامه برنامه‌های کانون در قالب شهریاران جوان در کنار آثار مثبتی مانند فراگیر و گسترده‌شدن برنامه‌ها و افزایش اعضا حاشیه‌هایی منفی هم به دنبال داشت. یکی از این حواشی زیر ذره‌بین قرارگرفتن فعالیت‌های ما به‌عنوان یک نهاد رسمی است که با مکلف شدن مدیران شهری به منحل‌کردن خانه‌های شهریاران جوان آزادی عمل و امکانات ما را تحت تأثیر قرار داده است.» میرسلیمی و همراهانش چشم امید به روزی نه چندان دور دارند که فارغ از قید و بندهای رسمی و غیررسمی و برای خوب‌شدن حال خود و هم‌محلی‌های‌شان قدم‌هایی بلندتر و ماندگارتر بردارند. 
 

این خبر را به اشتراک بگذارید