• دو شنبه 29 مرداد 1397
  • الإثْنَيْن 8 ذی الحجه 1439
  • 2018 Aug 20
پنج شنبه 18 مرداد 1397
کد مطلب : 26344
+
-

حداقل خواسته معلولان

حامد فوقانی |خبر‌نگار

تحریم‌ها حتی روی واردات بدنه کارت ملی هوشمند هم اثر گذاشته و حالا باید منتظر ماند و دید آیا همانطور که سازمان ثبت احوال اعلام کرده تا آبان‌ماه موفق به تولید بدنه کارت ملی‌های جدید می‌شوند یا خیر. از زاویه طنزی که اغلب به این ماجرا نگاه کرده‌اند، بگذریم، گرفتن کارت ملی آنگونه برای برخی دردسرساز شده که شاید اکنون خدا خدا کنند، ضرورت داشتن این کارت منتفی شود. کافی است یک‌بار با فردی دارای معلولیت، یک‌سالمند یا یک‌ خانم باردار که می‌خواهد در دفاتر پست اقدام به ثبت‌نام و طی کردن مراحل مرتبط برای گرفتن کارت ملی هوشمند کند، همراه شوید تا مفهوم این دردسر را به خوبی درک کنید.

این روزها که خیلی‌ها از شهر هوشمند دم می‌زنند، انگار برخی‌ها را در هوشمندسازی نادیده گرفته‌اند که مهم‌ترین‌شان افراد دارای شرایط خاص بدنی و فیزیکی است. همه مراحلی که برای گرفتن کارت هوشمند طی می‌شود، انگار با کمترین هوش در زمینه منزلت اجتماعی برنامه‌ریزی شده‌اند. برخلاف ادعاهای صورت گرفته، سامانه سیار انجام کارهای کارت ملی هوشمند، برای بهره‌مندی معلولان و سالمندان اختصاص داده نشده است یا اگر سازمان مربوط چنین سامانه‌ای را راه‌اندازی کرده، آنقدر تعدادش کم بوده که اصلا به چشم نیامده و حساب نشود. بی‌رودربایستی می‌توان گفت که چنین سامانه‌ای واقعیت ندارد. از سامانه رؤیایی سیار که گذر کنیم، به ورودی مراکز ثبت‌احوال می‌رسیم که اغلب نه‌تنها رمپی برای ورود ندارند بلکه خیلی از آنها بالاتر از سطح خیابان یا در طبقه منفی یک ساختمان‌ها واقع شده‌اند. به واقع جای تعجب دارد که چطور مسئولان درنظر نگرفته‌اند یک‌فرد معلول و کم‌توان جسمی چگونه می‌خواهد وارد چنین مراکزی شود و طبق بخشنامه‌های الزامی کارت ملی جدید دریافت کند. آنهایی که ویلچر دارند که هیچ، در خیلی از این دفاتر پستی تهران مثل مرکز دامپزشکی، خیابان شهید کلاهدوز و پل امامزاده معصوم اساسا ا‌فراد عصایی یا یک ‌روشندل هم برای ورود با مشکل جدی روبه‌رو می‌شوند و حتما به کمک دیگران نیاز پیدا می‌کنند. قسمت جالب قضیه اما به داخل بسیاری از دفاتر پستی برمی‌گردد. پیشخوان‌هایی با ارتفاع بعضا زیاد و بیشتر از 120سانتی‌متر؛ اتاق‌های عکاسی که در کنج مرکز قرار گرفته‌اند و ورود با ویلچر به آنها غیرممکن است. اگر هم ممکن است، توجه نشده که یک معلول با مشکلات حرکتی خاص خود چطور باید روی صندلی عکاسی بنشیند تا عکسی با پشت‌زمینه سفید از او به ثبت برسد. راه دیگری هم وجود ندارد؛ تنها مسیر ورود عکس افراد به داخل شبکه، همین اتاق عکاسی است. موضوع را شلوغش نمی‌کنیم. باور کنید همینطوری که گفته شد، بسیار تأسف‌برانگیز است. 

نکته: اینکه افراد دارای معلولیت،کم‌توانان و سالمندان بتوانند در شهر راحت تردد کنند، حداقل‌ترین خواسته آنهاست؛ درصورتی که مشکلاتی مانند تحصیل، استخدام، درمان و ازدواج هم دارند. این قشر از جامعه که جمعیت‌شان در تهران به حدود 2میلیون نفر می‌رسد، برای داشتن روحیه‌ و زندگی با نشاط و احساس مؤثر بودن، حق دارند که در شهر راحت تردد کنند و به امکانات دسترسی داشته باشند.

سخن آخر: نباید از یاد برد که یکی از مطالبات شهروندان از شهردارشان می‌تواند وعده‌های او برای این منظور در برنامه‌هایش باشد. افشانی اعلام کرده که نه‌تنها افراد دارای معلولیت و سالمندان بلکه شهروندانی که با معلولیت موقتی روبه‌رو شده‌اند و حتی کودکان هم از نظر دسترس‌پذیری و امنیت شهری مورد توجه هستند. او این مطالبه شهروندی را یکی از محورهای اصلی کارش عنوان کرده و می‌گوید: «هدف ما ایجاد شهری امن برای همه به‌ویژه معلولان، سالمندان و کودکان است.»
 

این خبر را به اشتراک بگذارید