• چهار شنبه 23 آبان 1397
  • الأرْبِعَاء 5 ربیع الاول 1440
  • 2018 Nov 14
چهار شنبه 23 خرداد 1397
کد مطلب : 19541
+
-

عطر رمضان درسفره همدلی

38 سال است بانوان محله زمزم در مسجد سفره افطار پهن می کنن

عطر رمضان درسفره همدلی

رابعه تیموری| خبرنگار:

منطقه17


بسیاری از فعالیت‌ها و دورهمی‌های بــانوان پرجنب‌وجوش محله زمزم درحیاط کوچک و نقلی مسجد قمربنی‌هاشم(ع) اتفاق افتاده و آنجا را به دفتر خاطراتی خوش و ناخوش تبدیل کرده است. در این حیاط چند متری دیگ‌های نذری زیادی بار گذاشته شده، خرج و مخارج ازدواج عروس و دامادهای بسیاری فراهم شده و در دوران دفاع‌مقدس کمک‌های فراوانی برای رزمندگان جمع‌آوری شده است. بانوان محله زمزم به قول معروف با هم خانه یکی هستند، اگر برای یکی از اهالی مشکلی پیش آید دیگران بی‌تفاوت نمی‌مانند و در مراسم و فعالیت‌های جمعی هریک از بانوان محله گوشه‌ای از کار را می‌گیرد.

آنها هر سال در ماه مبارک رمضان ضیافت افطاری باصفایی تدارک می‌بینند. این سفره سال 1359 برای نخستین بار با 100 میزبان و 500 مهمان در شبستان مسجد محل پهن شد، اما امسال که این ضیافت برای سی و هشتمین بار برگزار شد هزار و 600 روزه‌دار دور سفره‌ای جمع شدند که همه اهالی در میزبانی آن سهیم بودند.
    
بانوان محله زمزم می‌دانستند امسال هم از اول ماه رمضان کلاس جزءخوانی قرآن در مسجد ‌‌قمر بنی‌هاشم(ع) برگزار می‌شود و زمان جلسه را به یکدیگر پیغام می‌دادند تا کسی جا نماند. روز اول کلاس همه منتظر «‌زهرا صفری‌تبار» بودند تا کاغذ و قلم به دست وارد شود و برای تدارک افطاری دست به کار شوند. موقع تقسیم وظایف و تأمین مخارج افطاری هرکسی به اندازه وسع و توانایی‌اش تهیه یکی از اقلام سفره را برعهده می‌گیرد. صفری‌تبار حکم بزرگ‌تر و مادر محله را دارد و حواسش به همه چیز هست.

او خانم‌های بدسرپرست و بی‌سرپرست را که با حمایت مسجد و خیّران زندگی‌شان می‌چرخد، می‌شناسد و مراقب است میان جمع شرمنده نشوند: «سال گذشته اجاق سفره امیرالمؤمنین(ع) را زهراخانم روشن کرد. امسال هم تهیه کبریت سهم اوست.» وقتی کسی می‌گوید: «پول نقد می‌آورم.» صفری‌تبار متوجه می‌شود باید اسم او را در لیست بانوانی بنویسد که برای درگذشتگان و اموات دیگران قرآن ختم می‌کنند و با هدیه‌ دریافت‌شده در ازای قرائت قرآن، در مخارج سفره افطاری سهیم می‌شوند. از روز بعد کسی دست خالی به مسجد نمی‌آید، یکی چند بسته عدس و لوبیا به همراه می‌آورد و دیگری چند‌کیلو برنج یا بسته‌ای پنیر و خرما. تا روز پانزدهم ماه رمضان نیمی از فضای کلاس به انبار مواد غذایی تبدیل می‌شود و قرآن‌آموزان باید جمع‌وجور و مهربان کنار هم بنشینند تا بتوانند از کلاس درس استفاده کنند.

کاسبان خیابان زمزم هم از ثواب این مهمانی بی‌نصیب نمی‌مانند و هر سال 400 قرص نان سفره افطاری در تنور نانوایی «یوسفی»، نانوای بربری‌پز محله پخت می‌شود و قصاب محل هم پیش از راه‌انداختن مشتریانش، سهم گوشت سفره افطاری را از شقه‌های گوشت گوسفند و گوساله داخل یخچال مغازه سوا می‌کند. تا شب افطاری، صفری‌تبار و بزرگ‌ترهای مسجد، از پولی که با روی هم گذاشتن کمک‌های 5 هزار تومانی و 10 هزار تومانی مردم جمع شده، کم و کسر سفره را تهیه می‌کنند تا همه چیز برای شب نوزدهم آماده‌باشد. 


سهم‌های کوچک و بزرگ زحمت و ثواب

سبزی و سیرداغ، پیازداغ آش رشته یک روز قبل از مهمانی آماده می‌شود. همه بانوان کلاس قرآن، بعد از پایان جزءخوانی به حیاط مسجد می‌آیند تا کمک کنند. لابه‌لای پاک کردن سبزی و پوست کندن سیر و پیاز گاهی صدای بگوبخند و اختلاط بانوان هم‌محلی بلند می‌شود و گاهی ذکر صلوات و دعاهای دسته جمعی برای برآوردن حاجات جمع، روی زبان‌های روزه‌دارشان جاری می‌شود. تا عصر سور و سات دیگ آش رشته روبه‌راه است و بقیه کارها فردا انجام می‌شود.

هر سال اجاق‌ها در حیاط مسجد علم می‌شد، اما امسال که جمعیت مهمانان زیاد است، پخت‌وپز و پذیرایی را در حسینیه موسی‌بن‌جعفر(ع) انجام می‌دهند تا فضا بزرگ‌تر باشد. روز هجدهم ماه رمضان، 10ـ 15 آشپز ثابت سفره افطاری محله، از صبح زود حاضر به یراق و آماده هستند و به ظهر نرسیده عطر آش و حلوا و شله‌زرد تاچند کوچه آن طرف‌تر به مشام می‌رسد. تا وقت اذان مغرب آشپزان چند بار سرتاپایشان را با آب سرد خیس می‌کنند تا با دهان روزه در گرمای اجاق‌ها و ظل آفتاب حیاط حسینیه تاب بیاورند.

صفری‌تبار خوب می‌داند برای بعضی از اهالی محله که حتی در تهیه مخارج افطاری سهمی کوچک داشته‌اند، افطاری امروز رنگین‌ترین سفره‌ای است که از اول ماه رمضان پای آن نشسته‌اند و سعی می‌کند کباب و خورشتی هم چاشنی بساط پذیرایی باشد تا آنها از چشیدن طعم سفره‌های پروپیمان بی‌نصیب نمانند. ساعتی پیش از اذان مغرب، بانوان محله همراه فرزندانشان سر می‌رسند و صدای اذان که بلند می‌شود همه دور سفره‌ خوش‌رنگ و بوی افطاری نشسته‌اند، اما هنوز هم آشپزان و 30ـ40 نفری که در پذیرایی کمک کرده‌اند فرصت باز کردن روزه‌هایشان را ندارند.

تا نمازجماعت برگزار شود و سخنران مجلس درباره مسائل اجتماعی و سیاسی روز برای مهمانان صحبت کند، ساعتی طول می‌کشد. وقتی سفره افطاری جمع می‌شود، شب به نیمه رسیده و حالا میزبانان یا به قول معروف «‌سرپایی‌های سفره» با هر غذایی که در دیگ مانده، افطار می‌کنند. شستن دیگ و قابلمه افطاری و رفت‌وروب حسینیه زحمت زیادی دارد، اما بسیاری از بانوان محله دیرتر به منزل می‌روند تا از این زحمت پرثواب سهمی ببرند. 


سفره افطار برکت دارد

بعضی از بانوان پیشنهاد کرده‌اند غذا و مخلفات افطاری بسته‌بندی و میان اهالی توزیع شود تا لااقل زحمت سفره پهن‌کردن و پذیرایی و شست‌وشو و رفت‌وروب مهمانی افطار کم شود، اما صفری‌تبار می‌گوید: «سفره افطار برکت دیگری دارد. باید سفره افطاری پهن شود تا به بهانه آن دور هم جمع شویم.»

رسم جمع شدن بانوان محله زمزم دور سفره‌های ساده و صمیمانه، به برگزاری ضیافت افطاری شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ختم نمی‌شود و از همین نذرهای کوچک و بزرگ اهالی، هر پنجشنبه پس از مراسم دعا سفره صبحانه‌ای پهن می‌شود که خوراک آن گاهی کله‌جوش، گاهی آبگوشت و گاهی کاچی، تخم‌مرغ یا خوراک جغوربغور است! در کنار این سفره‌ها، سر درددل‌های همسایگی هم باز می‌شود و هرکسی در کارش گره و مشکلی افتاده، عنوان می‌کند تا هم‌محلی‌ها برای حل آن کمک کنند.

در همین دورهمی‌های همسایگی برای نوعروسان بی‌بضاعت زیادی جهیزیه تدارک دیده شده و برای درمان بیماران نیازمند یا تأمین اجاره عقب‌افتاده مستأجران بسیاری چاره‌جویی شده است. صفری‌تبار آموزش مادران را آموزش همه اعضای خانواده می‌داند و در هر برنامه و دورهمی، سخنرانان و مشاوران پرآوازه چهار گوشه شهر را دعوت می‌کند تا درباره مسائل خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مختلف به بانوان محله راهنمایی و مشاوره دهند.

صفری‌تباراز سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب وقت و انرژی‌اش را نذر مادری برای بانوان محله کرده و پیش از آنکه مسجد قمر بنی‌هاشم(ع) پاتوق دورهمی‌های محلی باشد خانه نقلی و قدیمی‌اش پایگاه فعالیت‌های اهالی بوده است. صفری‌تبار و بانوان محله زمزم سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب چادر همت به کمر بستند و پابه‌پای مردانشان در راهپیمایی‌ها و مبارزات انقلابی شرکت کردند. در سال‌های جنگ تحمیلی در حیاط کوچک مسجد قمر بنی‌هاشم(ع) برای رزمندگان آذوقه تهیه می‌کردند و پوشاک و پتو می‌شستند و حالا هم در هر مناسبت ملی و مذهبی در صف اول مردم انقلابی، دوشادوش مردانشان ایستاده‌اند. 

این خبر را به اشتراک بگذارید