• یکشنبه 27 مرداد 1398
  • الأحَد 16 ذی الحجه 1440
  • 2019 Aug 18
سه شنبه 8 خرداد 1397
کد مطلب : 18138
+
-

قتل جوان عاشق‌پیشه به‌ دست پدر دختر جوان

کیفری
قتل جوان عاشق‌پیشه به‌ دست پدر دختر جوان

«پسر جوان از خانه‌ام بیرون آمد و فرار کرد. من هم در تعقیب او یک چاقو به سمتش پرتاب کردم، ولی او به قتل رسید.» این حرف‌های مردی است که به اتهام قتل پسری که به دختر جوانش علاقه‌مند بود دستگیر شده است. او در دادگاه مدعی شد که ناخواسته دست به این جنایت زده است.

به گزارش همشهری، روز 19تیرماه سال 96پسر جوانی که بر اثر اصابت چاقو مجروح شده بود به بیمارستانی در ورامین منتقل شد اما شدت جراحتش به حدی بود که جان خود را از دست داد. شواهد نشان می‌داد او در یک درگیری مجروح شده است؛ به همین دلیل ماجرا به پلیس ورامین گزارش شد. مأموران پلیس در همان مراحل مقدماتی به اطلاعاتی دست یافتند که نشان می‌داد ضارب مردی 50ساله است. او دستگیر شد و به زدن ضربه مرگبار به مقتول اعتراف کرد و گفت: در جریان درگیری با پسر جوان به سوی او چاقو پرتاب کرده و ناخواسته باعث مرگش شده است.

در جلسه رسیدگی به این پرونده که صبح دیروز در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی توکلی برگزار شد ابتدا اولیای دم خواستار قصاص متهم شدند و در ادامه او در جایگاه ایستاد و در دفاع از خودش گفت: باور کنید من نمی‌خواستم پسر جوان را به قتل برسانم و آنچه اتفاق افتاده فقط یک حادثه است. او ادامه داد: روز حادثه از محل کارم مرخصی گرفتم و زودتر به خانه برگشتم. همین که می‌خواستم در خانه را باز کنم پسر جوان را دیدم که وارد خانه‌مان می‌شد. چون همسرم در خانه خیاطی می‌کند با خودم گفتم شاید او پسر یکی از مشتریان است. چند دقیقه‌ای جلوی در صبر کردم اما او بیرون نیامد. زنگ خانه را زدم و دخترم در را باز کرد و ناگهان پسر جوان بیرون آمد و پا به فرار گذاشت.

متهم در ادامه گفت: چند ساعت بعدمتوجه شدم همسرم تلفنی با پسر جوان صحبت می‌کند. گوشی را از همسرم گرفتم و با پسر جوان حرف زدم و با او قرار گذاشتم. در نزدیکی خانه‌مان منتظر پسر جوان بودم که دیدم او وارد خانه مان شد. من هم پشت سرش وارد و با او درگیر شدم اما او باز هم از خانه فرار کرد. این بار دوان دوان او را تعقیب کردم اما چون می‌ترسیدم باز هم فرار کند چاقوی غلاف داری را که دستم بود به طرفش پرتاب کردم. پسر جوان ناگهان در چاله‌ای که در خیابان بود افتاد و زمانی که به او رسیدم فهمیدم چاقو به او برخورد کرده است. متهم رو به هیأت قضایی ادامه داد: پسر جوان مجروح شده بود و من می‌خواستم او را به بیمارستان ببرم اما همسایه‌ها جمع شدند و اجازه ندادند به بیمارستان برویم. بعد هم من را دستگیر کردند و به کلانتری بردند. در آنجا بود که فهمیدم پسر جوان جانش را از دست داده است. اما من فکرش را هم نمی‌کردم پرتاب چاقوی غلاف دار باعث مرگ او شود.

با پایان اظهارات متهم ختم جلسه اعلام شد و قرار است در جلسه بعدی هیأت قضایی به تحقیق از شاهدان این حادثه بپردازند.

این خبر را به اشتراک بگذارید