• شنبه 28 مهر 1397
  • السَّبْت 9 صفر 1440
  • 2018 Oct 20
دو شنبه 27 فروردین 1397
کد مطلب : 12338
+
-

ترشک‌های درکه

نوستالژی
ترشک‌های درکه

مرضیه موسوی | خبرنگار:

بهار فرصت خوبی است برای سر زدن به کوه‌های درکه و دربند و دارآباد و چیدن سبزی‌های کوهی. چیدن ترشک رسم این روزهای کوهپایه‌های تهران است. ترشک سبزی خودروی ‌ریزی است که اغلب در کنار قلوه سنگ‌ها می‌روید. برای شناختن این گیاه به‌خصوصیت‌های آن دقت کنید؛ هر برگ این گیاه روی یک ساقه ‌ترد و کوچک رشد می‌کند و برگ‌های پهنی دارد.

همان‌طور که از اسمش پیداست طعمی ترش دارد و برای کاهش فشارخون کاربرد دارد. گیاه ترشک، این سبزی ‌ترد بهاری مثل ریواس به‌صورت خام هم خورده می‌شود. می‌توانید بعد از شستن، آن را با کمی نمک میل کنید. محلی‌ها از این سبزی برای پختن کوکو و آش هم استفاده می‌کنند. ترشک انواع مختلفی دارد و تفاوت‌های آن در ظاهر برگ‌ها و اندازه‌های آن است. برای چیدن این ترشک‌ها می‌توانید از محلی‌ها کمک بگیرید. ترشک روی سراشیبی کنار گذر در مسیر کوهپیمایی درکه و دربند به چشم می‌خورد. احتمال وجود این سبزی کوهی و محلی در نزدیکی آب بیشتر است.

فصل بهار فرصت مناسبی است برای چیدن گیاهان کوهی دیگر در کوهپایه‌های تهران. مثل کنگر و ریواس و پنیرک و سبزی‌های دیگر از جمله نعنا و سوسنبر و پونه و آویشن و...  سبزی‌های کوهپایه‌های تهران را می‌توانید از مغازه‌ها و دستفروشان محلی در مسیر کوهپیمایی خریداری کنید. البته یادتان باشد که پیش از خوردن هرکدام از این گیاهان در مورد خواص آنها برای افراد مختلف اطلاع کافی به دست‌آورید. 






نام‌آوران 

پژوهش‌های علمی درباره تهران 

راحله عبدالحسینی | خبرنگار:


نام دکتر «حسین کریمان» به واسطه کتاب‌ها و پژوهش‌های ارزشمندی که درحوزه تهران‌شناسی انجام داد ماندگار شد. او 17 آبان سال 1292 در روستای آهار از توابع قصران شمیران به دنیا آمد. در دوران آشفتگی‌های پایان جنگ جهانی اول و پایان دوره قاجار همراه با خانواده‌‌اش به تهران آمد و در دبستان علامه و دبیرستان مروی تحصیل کرد. تحصیلاتش را در مقطع دکترای رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران به پایان برد و علوم دینی را نزد علما و مراجع تقلید از جمله آیت‌الله بروجردی،

آیت‌الله کوه‌کمره‌ای و آیت‌الله خوانساری تا درجه اجتهاد گذراند. دکتر کریمان همزمان با تدریس در دانشگاه‌های تهران و شهید بهشتی مشغول پژوهش و تألیف کتاب شد. دو جلد کتاب با عنوان «ری باستان» را سال‌های 1345 تا 1349 نوشت. جلد اول ری باستان، مباحث جغرافیایی شهر ری، تاریخ‌های از میان رفته ری و پهناوری آن، ذکر ری در کتب مقدس و منابع باستانی، موقعیت جغرافیایی ری، مردم ری و... را همراه با نقشه و عکس‌های هوایی و جلد دوم مذهب و تاریخ و رجال و نواحی ری باستان را شامل می‌شود. «قصران» از دیگر آثار ارزشمند کریمان است. این کتاب شامل مباحث تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی و مذهبی و آتشگاه است که از طرف انجمن آثار ملی سال ۱۳۵۶ انتشار یافت. در این کتاب اشعاری با گویش دیلمی شمیرانی درباره نوروز آورده شده است.

مانند: «مژده هادین محلیا فصل شادی بیومو/ غم، دک و ابو، سرما بشو نسیم و بادی بیومو». کتاب دیگر این پژوهشگر فرهیخته «برخی از آثار بازمانده از ری قدیم» نام دارد که در آن از بقایای بناهای ری کهن از شاهان و بزرگان پیشین به جا مانده سخن به میان آمده است. آخرین کتاب کریمان «تهران در گذشته و حال» سال 1355 از سوی انتشارات دانشگاه ملی ایران منتشر شده است. او به دنبال پژوهش‌های تاریخی و باستانی درباره مسائل یاد شده، مطالعات خود را درباره شهر تهران تنظیم کرد و در قالب کتابی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی منتشر کرد.

«ناصر تکمیل‌همایون» پژوهشگر تاریخ معتقد است: «آثار کریمان علمی‌ترین کتاب‌‌ها در حوزه تهران‌شناسی تا پیش از انقلاب هستند که شاگردانش ادامه‌‌دهنده راه و سبک وی شدند. زنده‌یاد کریمان همچون عقاب بلند پروازی بود که دو بال ایران و اسلام را همزمان داشت.» کریمان پس از 60 سال تدریس، تألیف و پژوهش 30 آذر سال 1372 چشم از جهان فروبست. سال 1394 خانه موزه کریمان در رودبار قصران، محل تولد او افتتاح شد. 



رسم طهرون

چراغ عمرت روشن 


«سرچراغی» یکی از آداب قدیمی کاسبان بازار تهران و تجریش و ری بوده و هنوز هم بسیاری از کاسبان به آن اعتقاد دارند. روشنایی و نور از قدیم در عقاید اهالی تهران اهمیت و جایگاه زیادی داشته به‌طوری که خیر و برکت و سلامتی و صفات خوب را به نور و روشنایی نسبت می‌دادند و بیماری و شر و بلا و بدبختی و بدشانسی را به تاریکی. روشنایی آنقدر برای کاسبان اهمیت داشت که معتقد بودند قبل از غروب آفتاب و زمانی که هنوز سرخی غروب در آسمان است باید چراغ مغازه یا بساطشان را روشن کنند. به دشتی که در این هنگام نصیب کاسب می‌شد سرچراغی می‌گفتند و کاسبان معتقد بودند مشتری که هنگام سرچراغی به مغازه می‌آید هرچند اندک، باید چیزی بخرد تا دشت سرچراغی کور نشود.

چراغ موشی، چراغ گازی، چراغ زنبوری و بعدها که کارخانه برق امین‌الضرب موتورهای برق تهران را روشن کرد چراغ‌های برقی روشن‌کننده چراغ مغازه‌ها و بساط کاسبان این شهر بودند. «جعفر شهری» در کتاب «طهران قدیم» می‌نویسد: «هرکس تا یکی دو ساعت از شب گذشته وارد دکانی شود باید چراغ روشن بگوید و صاحب دکان جواب بدهد: چراغ عمرت روشن. از عقاید بود که هر مشتری در اول چراغ، اگرچه بسیار کم و مختصر چیزی از دکان‌دار بخرد و در غیر‌این صورت بود که می‌گفتند دشت سرچراغ را کور کرده.

یعنی تا آخر شب کار صاحب دکان را کساد نموده است. به این جهت کاسبان هم تا حد امکان برای اینکه دشت سرچراغشان کور نشود با مشتری راه آمده و ارزان می‌دادند. اگرچه بسیاری از دکان‌دارها هم این اعتقاد را دستاویزِ در محظور گذاشتن مشتری قرار داده، هم فروخته و هم گران می‌فروختند.»



فرهنگ برو بچه‌های تِرون

برگرفته از کتاب فرهنگ بروبچه های ترون

نوشته مرتضی احمدی



شازده افندی میرزا: درس‌خوانده، فرنگ‌رفته، کاتب.

صفا کردن: خوش گذراندن و کیف کردن، حظ کردن، لذت بردن.

غولتشن: غول‌پیکر.

فلان کَسَک: اشاره به شخص غایب.

قال گذاشتن: سر دواندن، منتظر گذاشتن (همچنین: سرش را به طاق کوبیدن).

کبابش کردن: عجز و لابه‌اش را درآوردن، ناله‌اش را درآوردن، جگرش را سوزاندن، دلش را به درد آوردن.

کُپل: چاق و قد کوتاه، چاقالو، تپلی.

گداگودو: گدایی که از گداگدایی می‌کند («گدا به گدا رحمت به خدا»).

لام تاکام: لب از لب باز نکردن، کلامی نگفتن.

لُغُزخوانی: لیچارگویی، حرف مفت‌زنی، بدگویی.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید